امروزه ما ایمانداران در حضور خدا دچار خودسانسوری هستیم، فکر می کنیم در مقابل خدا باید تملق بگوییم؛ دستها را بالا برده و با وجود مسایل ناراحت کننده که در زندگی باعث آزار ما می باشند، به ستایش ایستاده و در مدت دعا با جملات سخت از خدا تشکر می کنیم، در حالیکه چرکابه های وجودمان همچنان باقی است. اما این درست نیست، گاهی فراموش می کنیم که خدا بر همه چیز آگاه است، او می داند زبان و دل با هم یکی نیستند و این را نمی خواهد. خدا دوست دارد که در روح و راستی به حضور او برویم. آنچه باعث آزار و ناراحتی ما شده با صدای بلند برای او بازگو کنیم ، برروی زانو تلخی ها را بیرون ریخته و از او بخواهیم شرمی که از کار انجام شده برما سنگینی می کند خودش سبک کند، این اعتراف از زبان خود ما بسیار مهم است . ما در کلام خدا مخصوصا در عهد عتیق داستان های تکان دهنده از مردان وزنان خدا، بسیار می بینیم که بدون پرده با خدا حرف می زنند. یکی از آن داستان ها مربوط به ارمیای نبی می باشد.
ارمیا معروف به نبی گریان، به دلیل ماموریت خود بسیار مورد بی لطفی قوم قرار می گیرد و او مدام لب به شکوه و ناله در برابر خدا باز می کند که به دلیل خواست تو من به این روز افتاده ام. (ارمیا15: 15 / ارمیا15: 10). در باب یک کتاب آمده است که خدا ارمیا را از زمانی که در شکم مادر بود برگزید؛ ولی فشارها آنقدر بر او زیاد می شود که در ارمیا15: 10 روز تولد خود را لعنت می کند. در اینجا تمام احساسات این مردِ خدا بیرون ریخته می شود. او در صحبت با خدا عنوان می کند که من فریب تو را خوردم، و به خدا می گوید من به خاطر تو متحمل توهین ها شده ام.
او در باب20: 7-8 به خدا می گوید که کلام تو باعث ننگ من شده است. آیا به این موضوع فکر کرده اید که چرا خدا در مقابل ارمیا سکوت می کند و حتی اجازه می دهد که این داستان نوشته شده و امروز در دسترس ما قرار بگیرد؟ ما در شرایط او نبودیم ولی بسیار زیاد دربحران های سخت زندگی قرار گرفته ایم، آیا هیچوقت با خدا اینگونه صحبت کرده اید؟
او در باب20: 7-8 به خدا می گوید که کلام تو باعث ننگ من شده است. آیا به این موضوع فکر کرده اید که چرا خدا در مقابل ارمیا سکوت می کند و حتی اجازه می دهد که این داستان نوشته شده و امروز در دسترس ما قرار بگیرد؟ ما در شرایط او نبودیم ولی بسیار زیاد دربحران های سخت زندگی قرار گرفته ایم، آیا هیچوقت با خدا اینگونه صحبت کرده اید؟
ارمیا شکایت و نالۀ خود را به حضور خدا می برد و در مقابل هیچ انسانی حرف نمی زند. علت به نگارش درآمدن ارمیا و بسیاری گله مندی مقدسین خدا در کتاب مقدس از جمله سه مزمور داوود(12، 58، 137) و قرار گرفتن آن در دست ما، امروز بدین معناست که خدا به ما می گوید: "به حضور من بیا و حرف بزن و اجازه بده ناراحتی هایت بیرون ریخته شود، من آنها را برای تو حمل خواهم کرد." پس در گفتگوی خاص خود با خداوند گله ها و زخم های خود را با جزییات بیان کنید . وقتی در زندگی به چالش بر می خورید بی پرده با خدا حرف بزنید و خود را خالی کنید. انجام ندادن این کار باعث می شود که مشکلات وارد خانواده و روابط شده و همه چیز به هم ریخته شود.
خدا می داند که تا ارمیا از این گفته ها خالی نشود نمی تواند به خدمت خود ادامه دهد، بعد از این می بینیم که او کتب مراثی ارمیا را می نویسد چون شفا بر او آمده بود. می بینیم که ارمیا در کتاب ارمیا حرف خود را به خدا زد، داود هم در مزامیر چنین کرد و ایوب نیز در کتاب ایوب در چهل باب اول مدام به خدا گله وشکایت کرد ولی حرف خود را زد و در نهایت می بینیم که حتی عیسی مسیح نیز وقتی بر روی صلیب بود با خلوص کامل گفت " پدر چرا مرا ترک کردی؟"
امروز هم خدا به همه ما اجازه گفتن می دهد، از اتفاقاتی که در کتاب مقدس ثبت شده یاد بگیرید تمام احساسات خود را بدون سانسور به حضور خدا ببرید، تمام تلخی ها را بیرون بریزید وقتی خالی شدید سپس شروع به شکر گزاری کرده و هویت خود را مسیح اعلام کنید.
در روح؛ راستی؛ صداقت وبا صدای بلند فقط برای خدا اعلام کنید ، قدرتی که در صدای شما هست، تاثیر بیشتری می گذارد، همانند آتشفشان که با صدا خود را نمایانگر می سازد ، خدا می گوید: بگو ، حرف بزن من شفاعت دارم. بگو ، حرف بزن من برای تو جواب دارم. اگر این عملی نبود هیچگاه در کتاب مقدس ثبت نمی شد.
این را بدانید که تا احساسات بیرون ریخته نشوند شفا جاری نمی شود و موفق به بخشیدن که یکی از اصل های مسیحیت است، نمی شویم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر