۱۳۹۵ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

پنطیکاس و حقیقت آن

عیسی مسیح در روز "پسح" مصلوب شد و سه روز بعد از مرگ رستاخیز کرد . او پیش از رنج صلیب وعده داد که روح القدس را بفرستد (یوحنا14: 16-17) او در غروب روز قیام، خود را به شاگردان نشان داد و چهل روز بین آنها زندگی کرد عیسی در این مدت کلیدهایی که توسط آنها درهای ملکوت خدارا برای مردم می گشود به شاگردان آموزش داد وقبل از صعود نزد خدای پدر، به آنها وعده آمدن روح القدس را داد که این اتفاق در روز پنطیکاست ،ده روز پس از صعود عیسی مسیح به آسمان و نشستن در دست راست خدای پدر طبق وعده ای که بارها  داده بود، به وقوع پیوست.

 او روح خود را همچون شراره های آتش با صدایی همانند وزیدن باد شدید بر تمام ایماندارانِ آن زمان فرو ریخت. روح القدس ابتدا بر حدود 120 نفر از شاگردان اولیه عیسی ریزش کرده و در آنان ساکن شد، گرچه همه آن افراد ایمان دار بودند ولی نتوانسته بودند روح القدس را قبل از آن دریافت کنند زیرا عیسی هنوز جلال نیافته بود.(یوحنا7: 39) ولی پس از قیام، صعود وجلوسش بر تخت پادشاهی ، شاگردان اولین کسانی بودند که روح القدس در آنها سکنی گزید.(یوحنا14: 16-17) بعد از شنیدن صدا مردم سراسیمه به آن محل آمدند و با کمال تعجب دیدند که شاگردان به زبانهای آنان صحبت می کنند.(در کتاب اعمال رسولان 2 کاملا این رویداد توضیح داده شده است ). با قدرتی که پطروس بعد از ریزش روح القدس از خداوند دریافت کرده بود موعظه ای کرد و همان روز حدود سه هزار نفر به عیسی مسیح ایمان آوردند و روح القدس را دریافت کردند.

 اما سوالی که پیش می آید این است که چرا باید این اتفاق می افتاد و این واقعه چه تاثیری در برقراری ملکوت آسمان دارد؟ تمام اتفاقاتی که در عهدجدید شاهد آن هستیم ریشه در عهد عتیق دارند و  توسط انبیا نبوت شده بودند . چنانچه در (حزقیال36: 25-18 / یوئیل2: 28-32 ) و در کتاب (اشعیا32: 15 ) آمده است :" خدا روحش را بر قوم خود فرو خواهد ریخت و همانگونه که باران بر زمین خشک و بی آب می بارد و بیابان را به بوستان و جنگل تبدیل می کند، روح خدا نیز بر مردم ریخته و برکات را بر آنها جاری خواهد ساخت."
 در عهدجدید ابتدا نجات و سپس واقعه پنطیکاست همه لعنتهایی که در عهدعتیق به سبب نافرمانی  بر انسان ها وارد شده بود  را از بین برد.انسانها در عهدعتیق به سوی تمرد کشیده شدند و شامل لعنت خداوند گردیدند.
پنطیکاست در اصل ابطال لعنت برج بابل است (پیدایش11: 6-7) هنگامی که همه بشر یک قوم بودند و با یک زبان مشترک سخن می گفتند، در کثرت قدرت گرفتند و بنابراین آنها دچار منیت شدند پس خداوند زبانشان را تقسیم نمود تا آنها را از هدفشان دور کند و آنها را در سطح زمین پراکنده ساخت .

اما واقعه پنطیکاست نقشه خدا بود برای همه قومها که به واسطه روح القدس یک قوم شوند و یک هدف مشخص داشته باشند که این هدف همان بشارت انجیل است و زبان مشترکی که بتوانند انجیل را به تمام دنیا برسانند و آن زبان محبت می باشد همانطور که پولس گفت:" خدا این مسئولیت را به ما سپرده تا پیغام این آشتی را به دیگران نیز برسانیم ، ما سفیران مسیح هستیم خدا به وسیله ما با شما سخن می گوید.(دوم قرنتیان5:18-20)" و بزرگترین عطیه این روز به  زبانهایِ غیر  دعا کردن می باشد که اولین بار شاگردان مسیح آن را دریافت نمودند. در این روز، روح خدا با بشر عهد تازه بست و دوباره انسان با خدا پیوند خورد.

۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

آیا می خواهید دعاهایتان تاثیر گذار باشد؟

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
در ابتدا باید با نگرش مسیحیت درباره دعا آشنا شد:
ساعات مشخصی از روز برای دعای مسیحیان وجود ندارد. دعای مسیحیان بدون وقفه است: به هنگام رانندگی، کار، خرید، پیاده روی، غذا پختن. خدا طالب چیزی بیش از یک قرار ملاقات روزانه با انسان است. او می خواهد در هر فعالیت، گفتگو، مشکل و حتی هر فکر شما حضور داشته باشد.
خدا مشتاق است تا بهترین دوست ما باشد. بنابراین، هم چنین در گفتگوی صمیمانه با خدا بایستی از جملات تکراری و از قبل حفظ شده، اجتناب کرد. ساده و عامیانه با خدا صحبت کنید.
مسیحیان به زبان مادری خود با خدا سخن می گویند. برای گفتگو با خدا نیازی به استفاده جملاتی به زبان های دیگر نیست.
مسیحیان خدا را "پروردگار" خطاب نمی کنند. آن ها خدا را پدر می نامند. طبق نگرش مسیحیت، ما فرزندان او هستیم و نه بندگان خدا.
به هنگام گفتگو با خدا، او فقط به کلمات ما گوش نمی دهد، بلکه به دل و نیز به طرز رفتار ما می نگرد. دعایی که از عمق دل نباشد، اصلا دعا نیست! چیزی است بی ارزش و توهینی است به خدا.
مسیحیان به سمت مکان خاص، برای دعا نمی ایستند. مکان پرستش در گفتگوی صمیمانه با خدا، اهمیت ندارد. خدا روح است و در همه جا حضور دارد. محل پرستش یا شکل آن اهمیتی ندارد.
خواست و اراده خدا این است که ما را برکت دهد. خدا نمی خواهد ما دعاهای تکراری و یکنواخت بکنیم. او می خواهد دعاهای موثر به زبان آوریم. خدا می خواهد ورای مشکلات و محدودیت های مان دعا کنیم. از خدا بخواهید که بیشتر از گذشته، برکات و معجزاتش را در زندگی تان ظاهر سازد. این درخواستی خودخواهانه نیست. کتاب مقدس می فرماید:"علت این که آنچه می خواهید ندارید، این است که آن را از خدا درخواست نمی کنید" (یعقوب فصل 4 آیه 2). اگر می خواهیم زندگی مان سرشار از لطف خداوند شود، باید دعاهای مان جسورانه باشد.
اکثر اوقات فکر می کنیم که درخواست های مان بسیار بزرگ است و سبب رنجش و عصبانیت خدا می گردد! تصور می کنیم که این نوع دعاها، ما را طمعکار و خودخواه معرفی می کند. یا شاید گمان می کنیم تقاضاهای کوچک زود و سریع اجابت می شوند ولی ممکن است درخواست های بزرگ مورد تایید خداوند نباشد. در حالی که این روش دریافت برکات خداوند نیست!