۱۳۹۵ آذر ۲۶, جمعه

دعای ربانی چیست؟


دعای ربانی دعایی است که عیسی مسیح به شاگردانش در متی 6 : 9-13 ، و لوقا 11 : 2-4 یاد داد . متی 6 : 9- 13 می گوید "پس شما به اینطور دعا کنید، ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد. ملکوت تو بیاید. ارادة تو چنانکه در آسمان است بر زمین نیز کرده شود. نان کفاف ما را امروز به ما بده و قرضهای ما را ببخش چنانکه ما نیز قرضداران خود را می بخشیم. و ما را در آزمایش میاور بلکه از شریر ما را رهایی ده زیرا ملکوت و قوت و جلال تا ابدالاباد از آن تست. آمین". خیلی از مردم دعای ربانی را اشتباه می فهمند و فکر می کنند که این دعایی است که باید آنرا لغت به لغت تکرار کنیم. بعضی از مردم دعای ربانی را بعنوان یک فرمول سحرآمیز استفاده می کنند، مثل اینکه این لغات خود بخود اثر و قدرت خاصی روی خدا دارند.
کتاب مقدس بر عکس این را به ما یاد می دهد. وقتی دعا می کنیم خدا بیش از هر چیز به قلب ما علاقه دارد تا به لغات ما. "لیکن تو چون عبادت کنی بحجرة خود داخل شو و در را بسته پدر خود را که در نهان است عبادت نما و پدر نهان بین تو ترا آشکارا جزا خواهد داد. و چون عبادت کنید مانند امتها تکرار باطل مکنید زیرا ایشان گمان می کنند که بسبب زیاد گفتن مستجاب می شوند" (متی 6 : 6 -7). در دعا، ما باید قلبمان را بحضور خدا بریزیم (فیلیپیان 4 : 6-7 )، نه اینکه فقط کلمات حفظ کرده را برای خدا تکرار کنیم.
دعای ربانی باید بعنوان نمونه و یک الگو استفاده شود، که چگونه باید دعا کرد. این دعا به ما مواد لازم را می دهد تا با آن به دعا برویم. این دعا را می توان اینطور تجزیه کرد. "ای پدر ما که در آسمانی" به ما یاد می دهد که دعاهایمان را پیش چه کسی ببریم، پدرمان. " نام تو مقدس باد" به ما می گویدکه خدا را بپرستیم، و او را برای آنکسی که هست بستاییم. این قسمت که "ملکوت تو بیاید، ارادة تو چنانکه در آسمان است بر زمین نیز کرده شود" به ما یادآوری می کند که ما باید برای انجام نقشة خدا در زندگی هایمان و در این دنیا دعا کنیم نه برای انجام نقشه های خودمان. ما باید برای انجام ارادة خدا دعا کنیم، نه برای خواسته های خود. در این قسمت که می گوید "نان کفاف ما را امروز به ما بده" ما تشویق می شویم که از خدا بخواهیم نیازهای ما را به ما بدهد. " قرضهای ما را ببخش چنانکه ما نیز قرضداران خود را می بخشیم" به ما یادآوری می کند که گناهانمان را به خدا اعتراف کنیم و از آنها برگردیم، و همچنین دیگران را ببخشیم چنانکه خدا ما را بخشیده است. نتیجة دعای ربانی این است که "و ما را در آزمایش میاور بلکه از شریر ما را رهایی ده" که در خواست کمک برای بدست آوردن پیروزی بر گناه است و درخواستی برای محافظت از حملة دشمن.
پس دوباره، دعای ربانی دعایی نیست که آنرا حفظ کنیم و برای خدا تکرار نماییم. فقط یک نمونه ایست که چطور باید دعا کنیم. آیا اینکه دعای ربانی را حفظ کنیم، اشکالی دارد ؟ البته که نه! آیا اشکالی دارد که دعای ربانی را برای خدا بخوانیم؟ نه اگر قلبتان در آن باشد و واقعا منظورتان از کلمات همان باشد. بیاد داشته باشید، در دعا خدا بیش از هر چیزی علاقمند به ایجاد برقراری رابطه با ماست و اینکه کلمات از ته قلبمان بیرون بیایند نه فقط لغات خاصی که استفاده می کنیم. فیلیپیان 4 : 6-7 می گوید "برای هیچ چیز اندیشه مکنید بلکه در هر چیز با صلوه و دعا با شکرگزاری مسئولات خود را بخدا عرض کنید. و سلامتی خدا که فوق از تمامی عقل است دلها و ذهنهای شما را در مسیح عیسی نگاه خواهد داشت

۱۳۹۵ آذر ۱۰, چهارشنبه

آنسان شبیه خداست...

انسان شبیه خداست...!
شاید خیلی ها بعد از خوندن این مطلب، در ابتدا فکر کنن که یعنی خدا شکل و ظاهری مانند ما داره! خیر اینگونه نیست.
شباهت به خداوند به این معنی نیست که خداوند دارای جسم و شکل خواصی یا شبیه به ماست.
مرور میکنیم آیه ی مورد نظر رو:
پس خدا انسان رو بصورت خود آفرید. انسان را بصورت خدا آفرید.انها را زن و مرد آفرید. پیدایش1:27 .
ما شبیه خداوند هستیم چون اراده و حق تصمیم گیری و انتخاب داریم، ما دارای احساس هستیم و با حق ه حکمرانی و استفاده از تمام جانوران زمین و دریاها رو داریم.
پیدایش1:28.29 حق فرمانروایی بر زمین و حیوانات زمین و هوا و دریا.
پیدایش 2:16.17 از همه میوه های درختان باغ بخور،بجز میوه درخت شناخت نیک و بد زیرا ... . این آیه نشان میدهد که ما حق انتخاب داریم و قدرت اراده و تفکر و تصمیم گیری، که خداوند فرمود:از آن میوه نخورید.
دیگر جانداران قدرت تصمیم گیری و تفکر ندارند و اراده ای بر رفتار خود ندارند و تنها طبق غریزه زندگی میکنند.
ما شبیه خداوند هستیم و خداگونه چون، قدرت تفکر و اراده و حق تصمیم گیری داریم و اجازه فرمانروایی بر موجودات زمین و استفاده از آن را داریم.
باشد که با شناخت خودمون و اینکه در چه منزلتی هستیم (خداگونه) برای خشنودی خداوندمان،طبق اراده او زندگی کنیم و با ایمان به مسیح خداوند، جایگاه اصلی خود را بازیابیم، یعنی اجازه زندگی در کنار خداوند.

۱۳۹۵ آذر ۸, دوشنبه

ادونت و مراسم خاص آن....



در سوئد این روز ها مراسم خاصی برگزار می شود . به نام ادونت ..... آنها از شاخه های درخت کاج حلقه هایی برای درب منازل یا زیر شمع درست می کنند و این رسمی است که از کلیسای پروتستان آلمان شروع شده است . سوئدیها از 4 یکشنبه قبل از 25 دسامبر این جشن را شروع می کنند ، حتی کسانیکه در طول سال به کلیسا نمی رفتند با آمدن ادونت بیشتر به کلیسا میروند.سوئدیها برای این روزها دو سرود ستایش به نام های (Hosianna) و (Bereden väg för herran) دارند که بیشتر به صورت گروهی خوانده می شود.
از نشانه ...
ادامه ...

۱۳۹۵ آبان ۲۷, پنجشنبه

چگونه یک ایماندار از روح القدوس پر می شود؟




در انجیل یوحنا 14: 16 است، عیسی مسیح وعده داد که روح القدس در ایمانداران بطور دائمی ساکن خواهد شد. این موضوع بسیار اهمیت دارد که فرق بین سکونت روح و پری روح را بدانیم. سکونت دائمی روح فقط برای تعدادی از ایمانداران نیست و برای همة ایمانداران است. در چند جای کتاب مقدس این مفهوم آمده است.
اولاً، روح القدس هدیه ای است که به همة ایمانداران به عیسی بدون هیچ استثنایی داده می شود و شرطی بجز ایمان به مسیح برای آن گذاشته نشده است انجیل یوحنا 7: 37 الی39.
دوماً، روح القدس در زمان نجات به شخص داده می شود افسسیان1: 13. غلاطیان 3: 2 همین حقیقت را تاکید می کند و میفرماید: به هنگام ایمان آوردن به مسیح، روح القدس در شخص ساکن شده و مُهر نجات او می شود.
سوماً، روح القدس بطور دائمی در ایمانداران ساکن می شود. روح القدس بعنوان بیعانه، و یا تعیین کنندة آیندة پر جلال آنها در مسیح به ایمانداران داده می شود،2 قرنتیان1 : 22 و افسسیان 4: 30.
ما باید کاملا تسلیم روح القدس باشیم تا او بتواند ما را کاملاً تسخیر کرده، بعبارتی ما را پر سازد. رومیان 8: 9 و افسسیان 1: 13و14 می گوید او در هر ایمانداری ساکن می شود، ولی او می تواند محزون هم بشود افسسیان 4 : 30، و فعالیت او در ما می تواند خاموش هم بشود،1 تسالونیکیان 5 : 19. وقتی ما اجازه می دهیم چنین چیزی انجام شود، آنوقت نمی توانیم عمل پری روح القدس و قدرت او از طریق ما را تجربه کنیم. پری از روح القدس یعنی آزادی روح برای پُر کردن تمام قسمتهای زندگی، هدایت و کنترل ما. آنوقت قدرت او می تواند از ما جاری شود و آنچه را که انجام می دهیم برای خداوند پر بار باشد. پُری از روح القدس فقط یک حالت ظاهری نیست، بلکه مربوط به اعماق افکار و انگیزه در اعمال ما دارد.
عامل و بازدارندۀ پری روح القدس
گناه جلوی پری از روح القدس را می گیرد و اطاعت از خدا پری از روح را ادامه می بخشد. افسسیان 5 : 18 به ما فرمان می دهد که از روح القدس پُر شویم. بهر حال تنها دعا برای پری از روح القدس نیست که آنرا ممکن می کند. بلکه تنها اطاعت از فرمانهای خداست که به روح القدس آزادی می دهد تا در ما کار کند. وقتی ما گناه می کنیم، باید فوراً آنرا به خدا اعتراف کنیم و تعهد خود را برای پُری از روح خدا و هدایت از او تجدید نماییم.

۱۳۹۵ آبان ۲۲, شنبه

مکاشفه 3 در باره ما ایمان داران چه می گوید

مکاشفه 3 : 10 - 11
عیسی خداوند فرمود : تو از من اطاعت کردی گرچه این امر به قیمت اذیت و آزارت تمام شد ، اما تو در تمام مشکلاتت صبر و تحمل نشان دادی . از اینرو من نیز تو را از دوره آزمایش سخت حفظ خواهم نمود تا بلایی که بر سر تمام مردم دنیا خواهد آمد ، در امان باشی . من بزودی خواهم آمد پس همان نیروی اندکی را که داری ، حفظ کن تا کسی نتواند تاج و پاداش عظیم تو را بگیرد و ببرد...
🔱افکار خود را عوض کن
بدون تغییرفکر ، تغییر زندگیت امکان پذر نیست
افسسیان 22:4ــ24
🔱شکست وپیروزی در فکرت شروع می شود
دوم قرنتیان 3:10ــ5
🔱فکرت رابا کلام خدا یکی کن
مزمور 2:1ــ3
🔱زبان خود را عوض کن
در زبان تو قدرت موت و حیات هست
امثال 21:18
🔱زبانت نشانۀ قلب و افکار تو است
متی 34:12ــ37
🔱زبانت را با کلام خدا یکی کن
افسسیان 18:5ـ19
🔱اعمال خود را عوض کن
با ایمان عمل کن نه با احساسات
دوم قرنتیان 7:5
🔱درانجام آنچه درست است خسته نشو مطمئن باش نتیجه خواهی گرفت
غلاطیان 9:6
🔱اعمالت را با کلام خدا یکی کن
افسسیان 18:5ــ19

۱۳۹۵ آبان ۱۲, چهارشنبه

اگر زندگی مسابقه است و ما دوندکان مسابقه هستیم پس هدف چیست ؟/


در خط پایان چه چیزی در انتظار ماست؟
زندگی دشوار است. ما خسته می شویم و می خواهیم دست از تلاشو تکاپو بکشیم. ولی باز ادامه می دهیم. اما به کجا چنین شتابان؟
بیشتر انسانها به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارند. برخی به کارما یا تناسخ معتقدند.
اغلب انسانها به وجود بهشت و سعادت جاودانی اعتقاد دارند، اما در پاسخ به اینکه به چه طریقی وارد بهشت شوند، اختلاف نظر دارند.
اما برای مسیحیان پاسخ این سوالها در کتاب مقدس یافت می شود.
کتاب مقدس پرفروشترین کتاب تاریخ است، و برای این پرفروش بودن، دلیل خوبی وجود دارد.
کتاب مقدس، کلام خدا است، مکاشفۀ کامل و معتبر و موثق خدا به انسان. کتاب مقدس حاوی اطلاعات مهمی برای ما است، و به پرسشهایی که همواره برای همۀ ما مطرح بوده، پاسخ می دهد. در مسابقه‌ای که آن را زندگی می نامیم، کتاب مقدس نقشه ای است که مسیر مسابقه را پیش روی ما قرار می دهد.
کتاب مقدس شامل دو بخش اصلی است: عهدعتیق و عهدجدید. این دو بخش اصلی نیز شامل شصت و شش کتاب کوچک تر می باشند.
عهدعتیق گویای تاریخ قوم خدا پیش از آمدن عیسی است.
عهدعتیق از پیروزی ها و شکست های ایشان سخن میگوید.
در عهدعتیق، هم بانگ شادی آنها به گوشمان می رسد، هم شیون و زاریشان. هم شاهدیم که خدا قومش را به خاطر نااطاعتی شان مجازات میکند، و هم ایشان را از دست دشمنانشان می رهاند.
در همۀ این فراز و نشیب ها شاهد هستیم که خدا چگونه به فکر قومش است، و وعده می دهد که سرانجام به واسطۀ یک منجی که در آینده می آید قومش را برای همیشه نجات میبخشد.
آن منجی، عیسی مسیح است. او یک انسان بود که دو هزار سال پیش در سرزمین فلسطین زندگی می کرد. اما او صرفاً یک انسان نبود؛ او خدا در جسم بود.
در مرکز و کانون ایمان مسیحی، عیسی قرار دارد. شرح هویت او، و آنچه برای قومش به انجام رساند، انجیل نامیده می شود که به معنی خبر خوش است.
این خبر خوش بدین معنا است که ما می توانیم از گناهانمان خلاص شویم، و میتوانیم با خدا آشتی کنیم. به همین دلیل، مسیحیان چشم انتظار آن روزند که وقتی چشم از جهان فرو بندند، به حضور خدا روند، و در شادی بی پایان تا ابد او را بستایند.
پولس رسول؛ یکی از پیروان عیسی، و نویسندۀ بیشتر کتابهای عهدجدید چنین میگوید: در پی آن می کوشم بلکه شاید آن را به دست آورم، که برای آن مسیح نیز مرا به دست آورد (فیلیپیان ۳:۱۲).
پولس دربارۀ زندگی پس از مرگ سخن میگوید، از سعادت جاودانه در بهشت.
اما کانون و مرکز همۀ تلاش و تکاپویش عیسی مسیح است. پولس به جلو پیش میرود، چون به عیسی متعلق است. زندگی پولس به خاطر عیسی دگرگون شده است؛ و ا کنون با هدف تازه ای که در ذهن دارد، به زندگی ادامه می دهد.
زندگی مسیحی بر ایمان به عیسی مسیح استوار است. این بدان معنا است که یک مسیحی باید باورهای مشخصی داشته باشد تا مسیحی خوانده شود.
یکی از قدیمی ترین و مهمترین اعتقادنامه ها »اعتقادنامۀ رسولان« نام دارد، که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
تاریخ نگارش این اعتقادنامه به سدۀ چهار میلادی باز می گردد؛ یعنی حدود سیصد سال پس از عیسی. از آنجا که این اعتقادنامه، چکیدۀ تعالیم رسولان مسیح را به ثبت رسانده، اعتقادنامۀ رسولان خوانده می شود. این رسولان، پیروان عیسی بودند، و او ایشان را منصوب نمود تا به نیابت از او خدمت نمایند.

۱۳۹۵ آبان ۴, سه‌شنبه

دادگاه اروپا خواستار رای جدیتری برای نو کیشان ایرانی است

ایرانیانی که  اسلام را ترک کرده و به  مسیحیت گرویده اند(نوکیشان مسیحی)، با خطر جدی مواجه هستند.
کریستین تو دی  گفته است:دادگاه عالی  اروپا از دولت های اروپایی خواسته است که با ارزیابی منصفانه به درخواست پناهجویان ایرانی نوکیش مسیحی رسیدگی کنند،دلیل این درخواست در پی آزار و اذیت نوکیشان مسیحی توسط جمهوری اسلامی میباشد و اخراج این پناهجویان خطر آزار و اذیت آنان را افزایش میدهد.
«رابرت کلارک» مدیر حمایت از ائتلاف دفاع از آزادی (ADF) در مصاحبه ای با خبرگزاری کاتولیک (CNA)گفته است: ایرانیانی که  اسلام را ترک کرده و به  مسیحیت گرویده اند(نوکیشان مسیحی)، با خطر جدی مواجه هستند،همچنین وی در ادامه گفته است: حاکمیت ایران یک سیستم قوی  برای شناسایی  تمامی ایرانیانی که به مسیحیت گرویده اند در اختیار دارد  و حتی آن دسته از مسیحیانی که مخفیانه مسیحیت را پیروی میکنند شناسایی میکند.
«راجر سورینو» مدیر مرکز دین و جامعه مدنی در بنیاد هریتیج نیز در این زمینه گفته است:با درخواست پناهندگی افرادی که به علت تغییر مذهب مورد تهدید آزار و اذیت قرار میگیرند باید موافقت شود ،و قوانین ایران در ارتباط با تغییر مذهب نمونه مسلم نقض حقوق بشر است ،و بازگشت از اسلام در آن کشور ارتداد محسوب  و با خطرات زندان و مرگ مواجه میشود.
لازم به ذکر است جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۵ میلادی نهمین کشور مسیحی ستیز جهان شناخته شده است،دکتر احمد شهیدگزارشگر ویژه سازمان ملل  نیز در گزارش سالیانه خود همواره از   نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی در ایران مانند یارسان، بهائیان، مسیحیان و مسلمانان سنی‌ همواره هشدار داده است  ،و آنرا همچنان بحرانی اعلام کرده است.
قرار گرفتن ایران در مرز قرمز که نشان از آزار و اذیت بینهایت مسیحیان میباشد،وضعیت ایران  با توجه به وعده های حسن روحانی پیش از انتخابات ریاست جمهوری در ارتباط با حق و حقوق اقلیت های مذهبی نه تنها تغییری حاصل شده است بلکه بدتر هم شده است.


در  حکومت جمهوری اسلامی صدها مسیحی و نوکیش تحت بازجویی قرار گرفتند و زندانی شدند،چاپ کتاب مقدس مسیحیان به زبان فارسی ممنوع شده است ، بسیاری از کلیساهای رسمی  تعطیل شده و به کلیساهای خانگی تبدیل شده اند  و مراسم عبادت و برگزاری مراسم آیینی  نوکیشان مسیحی به صورت مخفیانه انجام میشود که در صورت شناسایی مشکلات فراوانی را برای آنها به وجود میاورد،همینطور رسانه های حکومتی، از صدا و سیما تا روزنامه ها و سایت های خبری رسمی و نیمه رسمی، نیز با  اتهام به نوکیشان  مسیحی می کوشند افکار عمومی ایرانیان را به مسیحیان و نوکیشان بدبین کنند،جمهوری اسلامی همواره اتهام جاسوسی اسراییل را بر مسیحیان روا میدارد و آنها را مسیحیان صهیونیستی خطاب میکند،هر گونه ارتباط با کلیساهای خارج از کشور را ممنوع میکند،

۱۳۹۵ آبان ۲, یکشنبه

گناه چیست؟؟/

دوست عزیزم ؛ من در این قسمت كوشش می‏نمایم تا كاملاً روشن سازم گناه چیست. گناه فقط انجام كارهاى نادرست از قبیل دزدى و زنا كارى و مستى و یا قتل نیست .

 گناه اصولا جدایى و دورى از خدا و شامل تمام چیزهایى است كه بر خلاف اراده مقدس خدا باشد . گناه فقط شامل كارهای شریرانه نیست بلكه غرور، حسادت، نفرت و افكار شهوانى نیز گناه محسوب می‏شود! عیسى مسیح فرمود كه دو حكم اعظم خدا این است كه خداى خود را با تمامى قلب خود محبت نماییم و همسایه خود را چون خویشتن محبت كنیم (مرقس۱۲:‏۲۹‏-۳۳).

این دو حكم احكام اصلى خدا میباشند و به همین دلیل قصور در محبت كامل خدا از طرف ما و همچنین قصور در محبت كامل نسبت به دیگران بزرگترین گناه بشمار می‏رود. آیا كسى یافت میشود كه این احكام را بطور كامل اجرا كرده باشد؟ خیر، تمام مردم این احكام را شكسته‏اند غیر از عیسى مسیح كه كاملا بیگناه بود. او زندگی كاملى داشت این همان زندگى كاملى است كه خدا انتظار دارد ما هم داشته باشیم. دستور او این است: " پس شما كامل باشید چنانكه پدر شما كه در آسمان است كامل است "شخصى كه گرفتار مرض گناه است احتیاجش با شریعت و قوانین و دستورات نیكوى اخلاقى و امر و نهى براورده نمیشود
                                                 
ولى ما انسانهاى گناهكار كه قلبهاى ما پر از شرارت است چگونه میتوانیم آنطور كه خدا دستور داده است خوب و بیگناه باشیم ؟ شخصى كه سرطان داشته باشد احتیاجى به شنیدن نصیحت در مورد قوانین بهداشتى ندارد . آنچه احتیاج دارد عبارت است از دكتر ماهر و حاذقى كه قادر باشد او را شفا بخشد .
                           
همچنین شخصى كه گرفتار مرض گناه است احتیاجش با شریعت و قوانین و دستورات نیكوى اخلاقى و امر و نهى براورده نمیشود بلكه به یك پزشك روحانى احتیاج دارد كه قادر باشد او را دگرگون ساخته و در او فكر و قلب و اراده جدیدى بیافریند و نیرویى به او ببخشد كه بتواند آنچه را خدا از او میخواهد انجام دهد . بدیهی است كه جمیع مردم احتیاج به كسى دارند كه قادر باشد آنان را از گناه نجات بخشد و فرزندان خدا سازد .

۱۳۹۵ مهر ۲۱, چهارشنبه

تعلیم صحیح در باره بشارت انجیل

ما چگونه می توانیم انجیل را بشارت دهیم؟آیا با محبت ومهربانی یا با زور .تحدید می توانیم کلام خداوند را وارد دلها کنیم .
خداوند می فرمایید. همسایت را دوست بدار و با دشمن خود دشمنی کن .من به شما می گویم دشمنان خود را دوست بدارید و برای کسانی که به شما آزار می رسانند دعا کنید .متی 5 آیه 34 و34
همچنین خداوند می فرمایید .اما به شما که سخن مرا می شنوید میگویم دشمن خود را محبت نما وبه آنانی که از شما متنفرن نیکی کنید .
وقتی کسی به صورت تو می زند طرف دیگر صورت خود را هم پیش او ببر .وقنی کسی قبای تو را میبرد بگذار پیراهنت را هم ببرد .لوقا 5 آیه 28و 29
یوحنا 13 ایه 35 حداوند می فرمایید نسبت به یکدیگر محبت داشته باشید همه خواهند فهمید که شاگردان من هستید .....
واین چنین هست که با محبت وگذست در باره رفتار دیگران می توانیم بزر
هارا بر روی زمین پخش کنیم تا نهالهای در نام خداوند رویش کنند تا بتوانند خدای زنده را جلال دهند ..آمین که رفتاری شایشته فرزند خداوند داشته باشیم تا الگوی برای بشارت مسیح خداوند باشیم 

۱۳۹۵ مهر ۱۲, دوشنبه

ایوب در چه دورانی زندگی می کرد

ویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
بی تردید همه اتفاق نظر دارند که کتاب ایوب، متعلق به دوران باستان است. اما ایوب در کدام دوران می زیست؟
از آن جا که موسی قبل از رهبری قوم اسرائیل، به مدت چهل سال در بیابان مدیان زندگی کرده بود (خروج فصل 2 آیه 15)، بنابراین شرح حال ایوب را از فرزندان یا نسل او که در آن منطقه زندگی کرده اند، شنیده است. برخی از مفسران هم معتقدند که شاید ایوب هم زمان با موسی زندگی کرده است. با این توصیف، احادیث سنتی یهود، موسی را به عنوان نگارنده این کتاب معرفی می کنند.
سرزمین "عوص" (ایوب فصل 1 آیه 1)، احتمالا در امتداد حاشیه بین فلسطین و عربستان قرار گرفته بود. این منطقه از شمال شرقی به ادوم (به طرف رود فرات) و در مسیر جاده بابل و مصر واقع گردیده بود.
احادیث باستانی گزارش می دهند که "عوص" منطقه ای در بخش شرقی دریای جلیل بود که به خاطر خاک حاصلخیزش بسیار شهرت داشت. این منطقه که بعدها "حوران" نام گرفت، زمانی آباد و پر جمعیت بود. ولی امروزه مجموعه ای است از ویرانه های 300 شهر.
مفسران معتقدند که ایوب از نسل ابراهیم است، زیرا او خدای حقیقی را کاملا می شناخت. ایوب از اقوام و طوایفی از نسل ابراهیم بود که هم زمان با قوم اسرائیل در مصر، در شمال غربی عربستان زندگی می کردند.
دلایلی که کارشناسان کتاب مقدس درباره زمان وقایع کتاب ایوب برشمرده اند عبارت است از:
یک. هیچ اشاره ای به شریعت دوران موسی و مذهب یهود نشده است.
دو. هیچ اشاره ای به تعلیم انبیاء نظیر اشعیاء ارمیا، هوشع... نشده است.
سوم. وضعیت زندگی ایوب مانند دوران ابراهیم، اسحاق و یعقوب است.
چهارم. ایوب 140 سال دیگر بعد از دوران سخت و بحرانی گذراند (ایوب فصل 42 آیه 16). عمر طولانی ایوب احتمالا بیانگر زندگی او در دوران کتاب پیدایش است.
مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۵ مهر ۴, یکشنبه

منظور از ده فرمان در کتاب مقدس


ده فرمان در کتاب مقدس که چهار فرمان در رابطه با خداست. شش فرمان در رابطه با رابطه با یکدیگر است. ده فرمان در کتاب خروج 20: 1-17 و تثنیه 5: 6-21 در کتاب مقدس به ثبت رسیده است.
1) "تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد" این فرمان مخالف پرستش هر خدایی بغیر از خدای حقیقیست و همه خدایان دیگر خدایان دروغین هستند.
2) "هیچگونه بتی بشکل حیوان یا پرنده یا ماهی برای خود درست نکن. دربرابر آنها زانو نزن و آنها را پرستش نکن، زیرا من که خداوند، خدای تو می باشم، خدای غیوری هستم و کسانی که با من دشمنی کنند مجازات می کنم. این مجازات شامل حال فرزندان آنها تا نسل سوم و چهارم نیز می گردد. اما بر کسانی که مرا دوست داشته باشند و دستورات مرا پیروی کنند، تا هزار پشت رحمت می کنم" این فرمان مخالف ساختن بت و ساختن نمادی دیدنی از خداست. ما نمی توانیم تصویری را خلق کنیم که خدا را بطور دقیق بتصویر در بیاورد. درست کردن بتی که نماد خدا باشد مثل پرستش خدایان دروغین است.
3) "از نام من که خداوند، خدای تو هستم سوء استفاده نکن. اگر نام مرا با بی احترامی به زبان بیاوری یا به آن قسم دروغ بخوری، تو را مجازات می کنم." این فرمان مخالف این است که اسم خدا را بیهوده ببریم. ما نباید اسم خدا را سبک کنیم. ما باید به اسم خدا احترام بگذاریم و بطرق مختلف اسم او را جلال دهیم.
4) "روز سبت را به یاد داشته باش و آن را مقدس بدار. در هفته شش روز کار کن، ولی در روز هفتم که سبت خداوند است هیچ کار نکن، نه خودت، نه پسرت، نه دخترت، نه غلامت، نه کنیزت، نه مهمانانت و نه چهارپایانت. چون خداوند در شش روز، آسمان و زمین و هر چه را که در آنهاست آفرید و روز هفتم دست از کار کشید. پس او روز سبت را مبارک خواند و آن را روز استراحت تعیین نمود." این فرمانیست که در مورد سبت (شنبه، آخرین روز هفته) بعنوان روز مخصوص خداوند است.
5) "پدر و مادرت را احترام کن تا در سرزمینی که خداوند، خدای تو به تو خواهد بخشید، عمر طولانی داشته باشی " این فرمانیست که همیشه باید با والدین با احترام رفتار کرد.
6) "قتل نکن" این فرمانیست مخالف قتل عمد انسانی دیگر.
7) "زنا نکن" این فرمانیست مخالف داشتن رابطة جنسی با کسی غیر از با همسر خود.
8) "دزدی نکن" این فرمانیست مخالف قصب کردن هر چیزیکه صاحب آن کس دیگریست.
9) "دروغ نگو" این فرمانیست که مخالف شهادت دادن به دروغ است. درواقع این فرمان برخلاف دروغگوییست.
10) "چشم طمع به مال و ناموس دیگران نداشته باش. به فکر تصاحب غلام و کنیز، گاو و الاغ، و اموال همسایه ات نباش." این فرمانیست برخلاف طمع کردن به آنچیزی که مالک آن شخص دیگریست. طمع می تواند به شکستن یکی از فرمانهای بالا بی انجامد، یعنی قتل، زنا، و دزدی. اگر انجام کاری اشتباه است، اشتیاق به انجام آن هم اشتباه است.
خیلی از مردم به اشتباه به ده فرمان بعنوان یک سری قانون نگاه می کنند که اگر آنها را دنبال کنند، بعد از مرگ ورود آنها را به بهشت تضمین می کند. بر عکس، منظور از ده فرمان این است که مردم متوجه شوند که نمی توانند قانون را کاملا رعایت کنند (رومیان 7: 7-11)، و در نتیجه به فیض و رحمت خدا نیاز دارند. 
برخلاف ادعای مرد ثروتمند جوان در متی 19: 16، هیچکس نمی تواند کاملا از ده فرمان اطاعت کند(جامعه 7: 20). ده فرمان نشان می دهد که ما همه گناه کرده ایم (رومیان 3: 23) و به رحمت و فیض خدا که تنها از طریق ایمان به عیسی مسیح امکان پذیر است نیاز مندیم.

۱۳۹۵ شهریور ۲۶, جمعه

زندگی در نور

زندگی در نور ..از روی محبت زندگی کنید و از محبتی که عیسی مسیح با قربانی خویش در راه ما نشان داد پیروی کنید .
او جان خود را مانند هدیه ای خوشبو تقدیم کرد.
و چنانکه شایسته ایمان داران است هیچ وقت حرفهای رکیک و نا پسند نزنید .و در عوض همیشه ودر همه حال خداوند را شکر گزار باشیم .
شما زمانی در تاریکی بوده اید و حالا در اتحاد با مسیح زندگی می کنید .پس مانند فرزندان نور زندگی کنید که شایسته همه ایمان داران است .
و هر کجا که نور خداوند باشد در انجا محبت خوبی و نیکی و حقیقت وجود دارد.همان طور که یک بدن و یک روح است خدا نیز در وقتی که شما را خواند یک امید به شما داده است .همچنین یک خداوند ویک ایمان ویک تعمید .

ما باید دقت کنیم که چگونه زندگی می کنیم مانند اشخاص عاقل زندگی می کنیم یا مانند نادانان ما باید دانا باشیم تا بفهمیم که اراده خداوند چیست ؟
و به نام خداوند عیسی مسیح هر روز و هر ساعت شکر گزار او باشیم.
شما باید از زندگی گذسته دست بردارید و آن سرشتی که قبلا داشته اید را کنار گذاسته و سرشتی که مملو از نیکی و پاکی حقیقی وبه صورت خدا آفریده شده است را به تن کنید .
ما هر گز نباید روح القدوس خداوند را برنجانیم زیرا او مهر مالکیت خداوند بر ماست و ضامن آمدن روزی است که در آن کاملا آزاد می شویم .
فیض خداوند با کسانی است خداوند ما عیسی مسیح را با محبتی بی پایان دوست دارند ....آمین

۱۳۹۵ شهریور ۱۵, دوشنبه

هدف برای زندگی چیست؟

بیشتر انسانها به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارند.
اغلب انسانها به وجود بهشت و سعادت جاودانی اعتقاد دارند، اما در پاسخ به اینکه به چه طریقی وارد بهشت شوند، اختلاف نظر دارند.
اما برای مسیحیان پاسخ این سوالها در کتاب مقدس یافت می شود.
کتاب مقدس پرفروشترین کتاب تاریخ است،
کتاب مقدس، کلام خدا است، مکاشفۀ کامل و معتبر و موثق خدا به انسان. کتاب مقدس حاوی اطلاعات مهمی برای ما است، و به پرسشهایی که همواره برای همۀ ما مطرح بوده، پاسخ می دهد. 
کتاب مقدس شامل دو بخش اصلی است: عهدعتیق و عهدجدید. این دو بخش اصلی نیز شامل شصت و شش کتاب کوچک تر می باشند.
عهدعتیق گویای تاریخ قوم خدا پیش از آمدن عیسی است.عهدعتیق از پیروزی ها و شکست های ایشان سخن میگوید.

در عهدعتیق، هم بانگ شادی آنها به گوشمان می رسد، هم شیون و زاریشان. هم شاهدیم که خدا قومش را به خاطر نااطاعتی شان مجازات میکند، و هم ایشان را از دست دشمنانشان می رهاند.
در همۀ این فراز و نشیب ها شاهد هستیم که خدا چگونه به فکر قومش است، و وعده می دهد که سرانجام به واسطۀ یک منجی که در آینده می آید قومش را برای همیشه نجات میبخشد.
آن منجی، عیسی مسیح است. او یک انسان بود که دو هزار سال پیش در سرزمین فلسطین زندگی می کرد. اما او صرفاً یک انسان نبود؛ او خدا در جسم بود.
در مرکز و کانون ایمان مسیحی، عیسی قرار دارد. شرح هویت او، و آنچه برای قومش به انجام رساند، انجیل نامیده می شود که به معنی خبر خوش است.
این خبر خوش بدین معنا است که ما می توانیم از گناهانمان خلاص شویم، و میتوانیم با خدا آشتی کنیم. به همین دلیل، مسیحیان چشم انتظار آن روزند که وقتی چشم از جهان فرو بندند، به حضور خدا روند، و در شادی بی پایان تا ابد او را بستایند.
پولس رسول؛ یکی از پیروان عیسی، و نویسندۀ بیشتر کتابهای عهدجدید چنین میگوید: در پی آن می کوشم بلکه شاید آن را به دست آورم، که برای آن مسیح نیز مرا به دست آورد (فیلیپیان ۳:۱۲).
پولس دربارۀ زندگی پس از مرگ سخن میگوید، از سعادت جاودانه در بهشت.
اما کانون و مرکز همۀ تلاش و تکاپویش عیسی مسیح است. پولس به جلو پیش میرود، چون به عیسی متعلق است. زندگی پولس به خاطر عیسی دگرگون شده است؛ و ا کنون با هدف تازه ای که در ذهن دارد، به زندگی ادامه می دهد.
زندگی مسیحی بر ایمان به عیسی مسیح استوار است. این بدان معنا است که یک مسیحی باید باورهای مشخصی داشته باشد تا مسیحی خوانده شود.
یکی از قدیمی ترین و مهمترین اعتقادنامه ها »اعتقادنامۀ رسولان« نام دارد، که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

۱۳۹۵ شهریور ۷, یکشنبه

فرزند خداوند .....

كسى كه از آن مسيح ميگردد، تبديل به شخص جديدى ميشود. او ديگر آن انسان قبلى نيست، او زندگى كاملاً تازه اى را آغاز كرده است. تمام اين نيكويى ها از سوى خدايى است كه بخاطر فداكارى عيسى مسيح ما را با خود آشتى داده است، و اين مسئوليت را به ما سپرده تا پيغام اين آشتى را به ديگران نيز برسانيم و ايشان را بسوى لطف الهى رهنمون شويم. پيغام اين است كه خدا در مسيح بود و مردم را به آشتى با خود فرا مى خواند تا گناهانشان را ببخشايد و آثار آن را پاك نمايد لطف و محبت خدا را رد نكنيد و با او آشتى نماييد زيرا خدا بار گناهان ما را بر دوش مسيح بى گناه گذاشت تا ما بعنوان پيروان او، آنطور كه مورد پسند خداست، نيك و عادل شويم. دوم قرنتيان: ٥: ١٧-٢١خداوند می فرماید اگر به زبان خود اعتراف کنی که عیسی خداوند است ودر دل خود ایمان داشته باشی که خدا او را ازمر دگان بر خیزانده نجات خواهی یافت .زیرا در دل است که شخص ایمان می اورد و پارسا شمرده می شود و با زبان است که اعتراف می کند ونجات می یابد ..خدایا من از تو کمک می خواهم پس به من گوش فرا ده و رحمت بی کران خود را بر فرزندانت آشکار کن
هللويا جلال بر نام قدوست اى پادشاه زندگيم تو را ميپرستيم و شكرت گوييم كه با فديه كردن خون پاكت ما را از ظلمت برزخ رهانيدى و به ملكوت پر جلالت دعوت كردى تو را ستايش ميكنيم و آمين

۱۳۹۵ شهریور ۴, پنجشنبه

در عهد عتیق قربانیها را چه کسانی انجام می دادن؟؟؟

نبی کیست؟
کاهن چه کسی است؟
در عهدعتیق قربانی ها را چه کسانی انجام میدادند و چرا؟!
نبی شخصی معمولی بوده که روح خدا به پری در او کار میکند و و منتخب خدواند بوده و خداوند از طریق او به مردم معمولی و پادشاهان و حکام و کل ایمانداران پیام میدهد. در کلام خدا ما صد ها نبی داریم مثلا سموییل نبی از کتاب اول سموییل و یا یونس نبی و یا اشعیای و ارمیای نبی
کاهن کیست؟! کاهن کسی است که حرف ها و دعاها و گناهان مردم عادی و پادشاهان و حکام و کل ایمانداران را به خدا میگوید و برای انها شفاعت و دعا میکند.
داشتن هر دوی این افراد برای کار عبادت و زندگی روحانی مهم و حیاتی میباشند.
حال کلام خدا میگوید: عیسی مسیح هم قربانی و هم کاهن و هم نبی بود.
او خود را قربانی کرد( قربانی) و خود را تقدیم خدای پدر کرد ( کاهن) او پیام اور و کلمه ازلی و ابدی خداست برای ما( نبی). او گناهان ما را نزد پدر شفاعت کرد( کاهن) و او بهای گناهان ما را پرداخت( قربانی) .
شناخت مسیح این شخصیت دوم تثلیث؛ شاید زیاد راحت نباشد ولی روح خدا به شما کمک خواهد کرد این شخصیت دوست داشتنی را بهتر بشناسید
وقتی مسیح روی صلیب گفت: پدر اینها را ببخش در واقع کار کهانتی بود که با قربانی کردن خود و برای امرزش گناهان ما حضور خدای پدر شفاعت کرد.
و وقتی گفت این معبد را خراب کنید و من در سه روز آن را می سازم ؛ داشت نبوت میکرد و یا در مورد انکار پطرس و همه رسولان نبوت و پیشگویی میکرد. مسیح خداوندی است که نه فقط برای ما شفاعت میکند و درد ما را میفهمد؛ بلکه او خداوندی است که مثل ما انسان شد تا از درد های انسانی رهایمان کند و بهای این رهایی و جنگ و پیروزی را نیز داده است.
امروز هر درد و رنج خود را پیش مسیح این کاهن آسمانی اعتراف کن...و از او پیام خدا را به عنوان نبی دریافت کن و از بار گناهانت نترس چون مسیح انها را برای تو کفاره داده است.

۱۳۹۵ مرداد ۱۹, سه‌شنبه

خدای واقعی کیست؟

آیا خدائی که مسلمانان می پرستند همان خدائی است که مسیحیان می پرستند؟
زمانی می توان به این سؤال پاسخ داد که مفهوم عبارت "همان خدا" مشخص شود. غیر قابل انکار است که دیدگاه مسلمانان نسبت به خدا بسیار شبیه دیدگاهی است که مسیحیان نسبت به او دارند. هر دو معتقدند که خدا حاکم مطلق، قادر مطلق، دانای مطلق، حاضر مطلق، قدوس، حّق و عادل می باشد. اسلام و مسیحیت، هر دو، به خدای واحد ایمان دارند که آفرینندۀ همه چیز در جهان هستی است. بنابراین، از این جنبه، می توان قبول کرد که مسلمانان و مسیحیان همان خدای واحد را می پرستند.
در عین حال، تفاوت های فاحشی بین خدائی که مسلمانان و مسیحیان می پرستند وجود دارد. هرچند مسلمانان معتقد هستند در الله محبت، رحمت، و فیض وجود دارد، ولی خدای مسیحیان این صفات مشخصّه را به نوعی منحصر به فرد آشکار می کند. تجسّم (در جسم آشکار شدن خدا) مهم ترین تفاوت دیدگاه مسلمانان و مسیحیان نسبت به خداست. مسیحیان ایمان دارند که خدا در شخص عیسی مسیح انسان شد. مسلمانان اعتقاد راسخ دارند که ایمان به تجسّم کفر محض است. مسلمانان نمی توانند بپذیرند که الله انسان شود و بخاطر آدمیان بمیرد. ولی برای مسیحیان، بدون تجسّم نمی توان خدا را شناخت. مکشوف شدن خدا در جسم مهم ترین اصل ایمان مسیحی است. خدا در قالب انسانی آشکار شد تا از طریق یکی شدن با ما، نجات یعنی آمرزش گناهان را برای ما فراهم سازد.
آیا خدائی که مسلمانان می پرستند همان خدائی است که مسیحیان می پرستند؟ بله و خیر! شاید لازم باشد سؤال را به گونۀ دیگری مطرح کنیم: "آیا مسیحیان و مسلمانان درک صحیح و مشترکی از خدا دارند؟" جواب این سؤال مطلقاً منفی است. نمی توان انکار کرد که خدای مسیحیان تفاوت های بسیار اساسی با الله مسلمانان دارد. و طبیعتاً نمی توان پذیرفت که این دو ایمان متفاوت هر دو صحیح باشند. ما ایمان داریم که مسیحیت دارای دیدگاه صحیح نسبت به خداست زیرا اگر جریمۀ گناه پرداخت نشود، آمرزش گناه وجود ندارد. تنها شخصی که قادر است این جریمۀ سنگین را بپردازد خداست. و تنها طریق پرداخت آن این است که او انسان شود و با مرگ خویش به جای ما، ما را از موت و هلاکت رهائی بخشد. (رومیان 5:8؛ دوم قرنتیان 21:5)

۱۳۹۵ مرداد ۱۴, پنجشنبه

در دوران حکومت دجال ضد مسیح..مردم چگونه پیام انجیل را میشنوند/

در دوران حکومت دجال (ضد مسیح)، مردم چگونه پیام انجیل را می شنوند؟





نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
یوحنا در رویا مشاهده کرد که در دوران حکومت دجال، فرشته ای در حین پرواز در آسمان پرواز، پیام انجیل را اعلان می کرد (مکاشفه فصل 14 آیات 6- 7). یوحنا می نویسد که فرشته "پیغام شاد انجیل جاودانی" را با تمام مردم جهان در میان گذاشت.
در دوران خفقان و دیکتاتوری دجال، بسیاری از مردم به علت ترس از دستگیری، شکنجه و اعدام یا از دست دادن مزایای اجتماعی نظیر، شغل، تجارت، اجاره آپارتمان یا خرید خانه... ناگزیرند تا به به پرستش دجال بپردازند.
در این دوران سخت، کلیسا و مبشران مسیحی فعالیت نمی کنند، زیرا ایمانداران مسیحی قبل از آغاز حکومت دجال، به آسمان نزد مسیح ربوده شده اند. بنابراین، فرشته ای در آسمان ظاهر می شود و با پرواز به نقاط مختلف جهان، پیام شاد و نجاتبخش انجیل را بشارت می دهد. دجال چنان شرایط دشوار و غیرقابل تحملی را در جهان فراهم می آورد که به تدریج انسان ها درمی یابند که زندگی پوچ و خالی از امید است. درحالی که پیام فرشته "شاد و سرشار از امید" می باشد.
اطاعت و پیروی از خداوند بر ترس از دجال ارجحیت دارد:"زیرا خداترسی (اطاعت و پیروی) اساس حکمت است و شناخت خدای مقدس انسان را دانا می کند" (امثال سلیمان فصل 9 آیه 10). خدا عالم هستی را آفرید و او دجال، نبی کاذب و شیطان (تثلیث نامقدس) را داوری و مجازات خواهد کرد. کتاب مقدس تعلیم می دهد که مسیح تا ابد سلطنت خواهد کرد (مکاشفه فصل 11 آیه 15).
به اعتقاد کارشناسان کتاب مقدس، این آخرین هشدار و فرصتی است که به بشر داده می شود. آخرین دعوت از انسان ها برای بازگشت به خدا، درواقع تحقق سخنان مسیح است:"پیام انجیل اول باید به تمام قوم ها برسد، و بعد زمان به آخر خواهد رسید" (مرقس فصل 13 آیه 10). مسیح جانش را فدا کرد تا مردم از هر نژاد، زبان، قوم و قبیله از قلمرو گناه نجات یابند (مکاشفه فصل 5 آیه 9).
بدون تردید، بسیاری با شنیدن پیام فرشته به طور مخفیانه ایمان خواهند آورد، اما دجال آنان را شناسایی کرده و به قتل خواهد رساند (مکاشفه فصل 14 آیه 13). مسیح فرمود:"نترسید از کسانی که می توانند فقط بدن شما را بکشند، ولی نمی توانند به روح تان صدمه بزنند. از خدا بترسید که قادر است هم بدن و هم روح شما را در جهنم هلاک سازد" (متی فصل 10 آیه 28).
انسان ها و ارواح شریر تنها می توانند جسم را نابود سازند. فقط خداوند می تواند روح را نابود می کند. تنها خدا می تواند حیات ابدی ببخشد. لزومی ندارد که ایمانداران مسیحی ارز انسان یا از هر نوع شکنجه ای بهراسند، زیرا هیچ چیز نمی تواند آنان را از خدا جدا سازد ( رومیان فصل 8 آیات 35 و 38- 39).
مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" (مهران پورپشنگ) در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۵ مرداد ۲, شنبه

خداوندم مسیح

عیسی مسیح 

عیسی مسیح کیست؟ 
عیسی اسامی و لقب‌های بسیاری دارد. نام «عیسی» یعنی «کسی که نجات می‌دهد». ما معمولا لقب «مسیح» را به نام او اضافه می‌کنیم. واژه «مسیح» از واژۀ عبری «ماشَیخ» گرفته شده شده است «مسیح» یا «ماشیخ» به معنی «مسح شده» یا «کسی که خدا او را برای خدمت مسح کرده» می‌باشد. 
زمانی که عیسی چشم به جهان گشود، یهودیان چند صد سال بود که در انتظار آن شخص «مسح شده» بودند. اشعیای نبی در مورد ماشیخ موعود نوشته بود که او کسی است که گناهان و غمهای انسانها را بر خود می‌گیرد (اشعیا ۵۳: ۱-۱۲)؛ او نوشته بود که مسیح حتی خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد (اشعیا ۹: ۶). با وجود این، یهودیان در انتظار پادشاهی بودند که ایشان را در راه پیروزی سیاسی بر امپراطوری روم رهبری نماید. آنان اعتقاد نداشتند که ماشیخ موعود، پسر خدا خواهد بود که باید همانند یک انسان بر زمین بیاید و اینکه بر صلیب بمیرد. 
اصطلاحات «پسر خدا» و «پسر انسان» اصطلاحات دیگری هستند که در مورد عیسی به کار گرفته شده اند (به مرقس ۲: ۱۰، یوحنا ۱: ۱۴، ۱۸، ۳۴ و ۵: ۲۵-۲۷ و تفسیر آنها مراجعه کنید). واژه «پسر خدا» معمولا بر الوهیت عیسی تاکید دارد و واژه «پسر انسان» معمولا بر نقش او به عنوان مسیح. در عهد عتیق، مسیح «پسر انسان» نامیده شده است. (دانیال ۷: ۱۳-۱۴). اگر چه این مسیح یا «پسر انسان» از آسمان نازل می‌شد و پرستشی را که شایسته خدا بود، برای خویشتن می‌پذیرفت، اما عیسی در طول زندگی بشری خود، هر گاه که واژه «پسر انسان» را به کار می‌گیرد، بر انسانیت خود تاکید دارد (متی ۸: ۲۰؛ ۱۱: ۱۹؛ ۱۷: ۲۲-۲۳). این واژه‌ها در متی ۲۶: ۶۳-۶۵، به شکل مترادف و هم معنی به کار رفته اند. 
ما باید در مورد عیسی مسیح دو موضوع را مدنظر داشته باشیم: نخست آن که وی کاملا انسان؛ دوم آن که او کاملا خدا نیز هست. او هم انسان است و هم خدا (رومیان ۱: ۳-۴). 
عیسی خدا است 
عیسی از خصوصیاتی الهی برخوردار است. او موجودی ازلی است که همواره خدا بوده است (یوحنا ۱: ۱-۲، ۱۷: ۱-۵). عیسی در آفرینش جهان نقش داشته است (یوحنا ۱: ۳، کولسیان ۱: ۱۶-۱۷، عبرانیان ۱: ۲). خدا در عیسی بوده و عیسی در خدا (یوحنا ۱: ۱۰، ۱۷: ۲۱، ۲۳). عیسی پسر یگانه یا نخست زاده خدا خوانده شده است (یوحنا ۳: ۱۶-۱۸، کولسیان ۱: ۱۵، ۱۸، عبرانیان ۱: ۶). 
کتاب مقدس به شکل مشخص خاطر نشان می‌سازد که عیسی پدر را به ما نشان داده است (یوحنا ۱: ۱۸، ۱۴: ۹) و نیز این که او صورت خدای نادیده (کولسیان ۱: ۱۵) و خاتم جوهر خدا است (عبرانیان ۱: ۳). کتاب مقدس همچنین خاطر نشان می‌سازد که عیسی با خدا یکی است (یوحنا ۱۰: ۳۰، ۱۷: ۱۱، ۲۲) و با او برابر است (فیلیپیان ۲: ۶). در واقع، کتاب مقدس صریحا اعلان می‌کند که عیسی خدا است (یوحنا ۱:، رومیان ۹: ۵، عبرانیان ۱: ۸). عیسی فقط از بخشی از الوهیت برخوردار نیست، بلکهپُری الوهیت در او ساکن است (کولسیان ۱: ۱۹، ۲: ۹). او کاملا خدا است. 
عیسی انسان است 
اما در عین حال، عیسی کاملا انسان است. اگر چه نطفۀ او توسط روح‌القدس بسته شد. اما او مادری داشت که انسان بود و به عنوان یک کودک قدم بدین جهان گذاشت (متی ۱: ۲۰، لوقا ۱: ۳۴-۳۵). اگر چه عیسی خدا بود، اما به شباهت مردمان شد (فیلیپیان ۲: ۷) انسانها می‌توانستند او را ببینند و لمس کنند (اول یوحنا ۱: ۱-۲)؛ او همانند انسانهای دیگر خسته، تشنه، و گرسنه می‌شد و همچون دیگر انسانها می‌گریست. عیسی آزموده شده در هر چیز به مثال ما است (عبرانیان ۴: ۱۵). همانند ما، عیسی نیز در مواردی که خدا آینده را بر او مکشوف نمی‌ساخت، اطلاعی از آینده نداشت (مرقس ۱۳: ۳۲). 
اعتقاد به این موضوع که عیسی کاملا انسان شد، اهمیتی حیاتی دارد. یوحنا موضوع را آزمونی می‌داند برای تشخیص کسانی که روح خدا را دارند از آنانی که او را ندارند؛ او می‌گوید که انبیای دروغین و فریبکار، این موضوع را انکار می‌کنند که عیسی در جسم ظاهر شد (اول یوحنا ۴: ۱-۲). 
بدعت‌هایی در مورد عیسی 
کلیسا از همان ابتدای تاریخ خود، با اشخاصی روبرو شد که آموزه‌های نادرستی را در مورد عیسی تعلیم می‌دادند. حتی امروزه نیز اشخاصی هستند که با پیروی از تعالیم نادرست در مورد عیسی، در طریق گمراهی گام بر می‌دارند. این تعالیم نادرست را می‌توان به سه گروه اصلی تقسیم کرد. 
نخستین گروه از تعالیم نادرست، این دیدگاه را مطرح می‌کنند که عیسی صرفا یک انسان بود و به هیچوجه خدا نبود. کسانی که چنین دیدگاهی دارند، معتقدند که عیسی معلم بزرگ اخلاق بود و خدا نیز او را تایید فرمود، اما خدا بودن عیسی را انکار می‌کنند. 
دومین گروه از تعالیم نادرست، در نقطه مقابل تعلیم فوق قرار دارد، یعنی این دیدگاه را مطرح می‌سازد که عیسی خدا بود، اما انسان نبود. برخی از پیروان این گروه می‌گویند که عیسی تنها روح بود و بدنی هماند انسانهای دیگر نداشت. برخی دیگر نیز می‌گویند که روح عیسی، روح یک انسان نبود، بلکه او فقط دارای روح خدا بود که در بدن انسانی ساکن شده بود. اما این دیدگاه نیز نادرست است زیرا عیسی انسانی کامل بود که هم دارای بدنی انسانی و هم دارای روح انسانی بود (عبرانیان ۲: ۱۷-۱۸). 
سومین گروه از تعالیم نادرست، این است که عیسی از الوهیت برخوردار بود، اما این الوهیت در مرتبه‌ای پایینتر از خدای پدر قرار داشت. کسانی که چنین دیدگاهی دارند، بر این عقید ه اند که بدن، ناپاک و گناه آلود است؛ لذا خدای پاک هرگز در بدن انسانی ظاهر نمی‌شود. بنابراین، پیروان این گروه معتقدند که عیسی از نظر الوهیت در مرتبه‌ای پایینتر از خدا قرار داشت، اما خود خدا نبود. این گروه (که نمی‌توان آنها را مسیحیان حقیقی دانست)، به آیاتی اشاره می‌کنند که در آنها عیسی گفته که پدر از وی بزرگتر است (یوحنا ۱۴: ۲۸). درست است که عیسی در این آیات پدر را بزرگتر از خود می‌داند، اما علتش این است که او در دوره زندگی بشری خود، در جسم انسانی بود و برای کاری خاص آمده بود. در آیات دیگر عیسی می‌گوید: «من و پدر یک هستیم» (یوحنا ۱۰: ۳۰)؛ « کسی که مرا دید پدر را دیده است» (یوحنا ۱۴: ۹). یوحنا با صراحت می‌گوید که عیسی در ابتدا نزد خدا بود و او خدا بود (یوحنا ۱: ۱). 
بنابراین، همانگونه که در سطور فوق دیدیم، عیسی کاملا خدا و کاملا انسان بود. 
عمل عیسی مسیح 
عیسی هم آفریننده جهان است و هم نگاهدارنده آن (کولسیان ۱: ۳، ۱۰، کولسیان ۱: ۱۶-۱۷، عبرانیان ۱: ۲-۳ ). عیسی در آسمان نماند بلکه جلالی را که در آنجا داشت ترک کرد (یوحنا ۱۷: ۱-۵) و انسان شد. برای تجسم عیسی به عنوان انسان دو دلیل مهم وجود دارد. 
دلیل نخست برای تجسم وی این است که هنگامی که ما به عیسی می‌نگریم، می‌توانیم ببینیم که خدا چگونه است. هیچکس تا کنون خدا را ندیده است (یوحنا ۶: ۴۶)، اما عیسی پدر را به ما نشان داده است (یوحنا ۱۲: ۴۵، ۱۴: ۷-۹). برای مثال ما با نگریستن به عیسی و توجه به آنچه که وی گفت و انجام داد، نه تنها می‌توانیم از این موضوع آگاه شویم که خدای پدر نیکو و پر محبت است و گناهان ما را آمرزیده است، بلکه همچنین در می‌یابیم که او به همه نیازها و مسائل ما توجه دارد. 
دومین دلیل برای تجسم عیسی، مرگ و قیام او برای نجات ماست. کتاب مقدس از عیسی به عنوان کسی سخن می‌گوید که به خاطر ما «فدا» شد، یعنی کسی که جان خود را فدا کرد تا ما را از گناه و لعنت آن رهایی بخشد (به مرقس ۱۰: ۴۵ و غلاطیان ۳: ۱۳ و تفسیر آن مراجعه کنید). عیسی بهای آزادی ما را با نقره یا طلا نپرداخت، بلکه با خون گرانقدر خودش (اول پطرس ۱۴: ۱۸-۱۹). کفاره او ما را از قدرت ظلمت رهانیده، به ملکوت پسر محبت خود منتقل ساخت (کولسیان ۱۳: ۱۴). 
خدای مقدس باید گناه را رد کرده، آن را مجازات کند. اما عیسی با مرگ خود بر صلیب، گناهان ما و مجازات آن را بر خود گرفت. به همین دلیل است که گفته شده که عیسی کفاره ما است، بدین معنی که او خواسته‌های بر حق خدایی مقدس را بر آورده ساخت (رومیان ۳: ۲۵، اول یوحنا ۲: ۲). کفاره مسیح این امکان را به خدا داد تا گناهکاران را بیامرزد و در عین حال مقدس باقی بماند. زیرا وی به جای نادیده گرفتن گناه، آن را مجازات کرد. ما به خاطر گناهانمان از خدا جدا بودیم، اما خدا ما را بواسطه عیسی مسیح (دوم قرنتیان ۵: ۱۸) و خون او (رومیان ۵: ۱، ۹: ۱۱، کولسیان ۱: ۲۰-۲۲) با خود مصالحه داده است. 
با مرگ مسیح بر صلیب و ریخته شدن خون وی، ما آمرزش گناهان را به دست می‌آوریم، نه بدین معنی که خدا گناهان ما را نادیده می‌گیرد، بلکه اینکه گناهان ما را بر می‌دارد (کولسیان ۲: ۱۳-۱۴، عبرانیان ۱۰: ۱۷) و ما را پاک می‌سازد (عبرانیان ۹: ۱۴، ۲۲، اول یوحنا ۱: ۷-۹) و با مرگ عیسی بر صلیب، او ابلیس را شکست داد و کار او را تباه ساخت (یوحنا ۱۲: ۳۱، عبرانیان ۲: ۱۴-۱۵). بسیاری از مسیحیان بر این عقیده اند که عیسی مرض‌های ما را نیز بر صلیب بر خود گرفت؛ به این ترتیب، برای بدنهای ما شفا و برای روح‌های ما آزادی از ارواح شریر را به ارمغان آورد؛ (به اشعیا ۵۳: ۴-۵، متی ۸: ۱۶-۱۷، مرقس ۱: ۲۷ و به مقالۀ عمومی: «شفا و رهایی» مراجعه کنید). عیسی با قیام خود امکان قیام بدنی ما را فراهم ساخته و به ما حیات ابدی بخشیده است (یوحنا ۶: ۵۴-۵۸، ۱۱: ۲۵-۲۶، اول قرنتیان ۱۵: ۲۰-۲۲). 
تمامی این برکات را عیسی با مرگ خود بر صلیب برای ما فراهم ساخت. اما عیسی کار دیگری نیز دارد که هنوز ادامه دارد. عیسی در روز پنطیکاست، روح‌القدس را فرستاد تا به کلیسا قدرت بخشد (یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۷، ۱۵: ۲۶-۲۷، اعمال ۲: ۱-۴)؛ او هنوز هم روح‌القدس خود را می‌فرستد (به مرقس ۱: ۷-۸ و نیز مقاله عمومی: « تعمید روح‌القدس» مراجعه کنید). او وعده داده است که توسط روح‌القدس همواره همراه ما باشد (متی ۱۸: ۲۰، ۲۸: ۲۰، یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۸). عیسی در آسمان برای ما شفاعت می‌کند و ما را مدد می‌رساند و برای ما دعا می‌کند (رومیان ۸: ۳۴، اول یوحنا ۲: ۱). عیسی همچنان «سر» کلیسا است (افسسیان ۵: ۲۳، کولسیان ۱: ۱۸) و نیز بر همه چیز حاکم است (متی ۲۸: ۱۸، افسسیان ۱: ۲۰-۲۲، فیلپیان ۲: ۹-۱۱). 
بی نظیر بودن مسیح 
عیسی مانند رهبران مذهبی دیگر یا بنیان گذران مذاهب دیگر نیست. بسیاری از شخصیت‌های مذهبی یا خدا انگاشته شده اند یا انسان، اما نه هر دو. آن شخصیت‌های مذهبی که انسان انگاشته شده اند، مرده اند و هیچکس ادعا نکرده که مجددا از مردگان برخاسته اند. 
عیسی تجسم واقعی خدا است. برخی تصور می‌کنند که عیسی فقط یک تجسم از تجسم‌های متعدد خدا است، اما چنین نیست. خدای زنده حقیقی تنها یک مجسم داشته است که همانا عیسی مسیح بوده است. کسی که ادعا می‌کند تجسم حقیقی خدا است، باید یک زندگی کاملا انسانی داشته باشد، اما در عین حال، با زندگی خود نشان دهد که کاملا خدا است (رومیان ۱: ۳-۴). کسی که ادعا دارد تجسم حقیقی خدا است، باید در زندگی خود عاری از گناه باشد. تنها عیسی زندگی یی کاملا انسانی داشت و در عین حال، این زندگی را بدون گناه سپری کرد (عبرانیان ۴: ۱۵، اول پطرس ۲: ۲۲). افرادی که در طول تاریخ ادعا کرده اند که تجسم خدا هستند، از چنین خصائصی برخوردار نبودند. 
عیسی واسطه‌ای حقیقی بین خدا و انسان است، زیرا او هم خدا و هم انسان است (عبرانیان ۹: ۱۵). عیسی برای اینکه کفاره انسانها باشد، باید انسان می‌بود (عبرانیان ۹: ۱۵). از سوی دیگر، حقیقتا باید خدا می‌بود (عبرانیان ۹: ۱۴). و عیسی حقیقتا باید انسان می‌بود تا به جای انسان بتواند شیطان را شکست دهد (عبرانیان ۲: ۱۴-۱۷)؛ و برای اینکه به اندازه کافی نیرومند باشد که شیطان و ارواح شریر را شکست دهد، باید خدا می‌بود (کولسیان ۱۵: ۲۶، مکاشفه ۱۹: ۱۱-۲۱). 
عیسی فقط نقش یک راهنما را در طریق نجات ایفا نمی‌کند؛ او در واقع خودش این راه است (یوحنا ۱۴: ۶). عیسی نه تنها واعظی است که ما را تشویق می‌کند تا زندگی خدا پسندانه‌ای داشته باشیم، بلکه این قدرت را نیز به ما می‌دهد تا بتوانیم اینچنین زندگی کنیم. وی به ما قدرت می‌دهد تا عادل باشیم. عیسی توسط قدرت روح‌القدس به ما این آزادی را می‌دهد تا از اسارت گناه آزاد باشیم. عیسی نه تنها تعلیم صحیح را به ما می‌دهد، بلکه حیات ابدی نیز به ما می‌بخشد. 
عیسی تنها طریق به سوی خدا است. «من راه و راستی و حیات هستم. هیچ کس نزد پدر جز به وسیلۀ من نمی‌اید» (یوحنا ۱۴: ۶). پطرس رسول نیز می‌فرماید: «و در هیچ کس غیر از او نجات نیست زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان به مردم عطا نشده که بدان ما باید نجات یابیم» (اعمال ۴: ۱۲).

۱۳۹۵ تیر ۳۱, پنجشنبه

صلیب ومعنی و مفهوم آن

آویزان کردن صلیب بر گردن بین مسیحیان و حتی غیر مسیحیان رواج بسیار دارد البته نه حتما بخاطر اعتقاد به آن بلکه بیشتر بعنوان یک شیی تزئینی و بقولی رومانتیک میباشد. اما صلیب به هیچ عنوان رومانتیک نیست زیرا که رومیها متهمان به مرگ را برصلیب میکشیدند تا با زجر هرچه تمامتر بمیرند. در آن زمان صلیب نشانه درد و رنج و در نهایت مرگ بود.
با اینکه صلیب نشانه مرگ بود، خداوند آنرا برای نشان دادن رحمت و محبتنش به انسانها انتخاب نمود. عیسی مسیح پسرخدا بوسیله “صلیب” نه تنها رنج و عذاب و مرگ ابدی ما را بر خود گرفت و باعث نجات ما شد بلکه بوسیله آن مکانی برای ملاقات با خدا برای ما بوجود آورد.
یوحنا باب ۱۴ آیه ۶ “ من راه و راستی و حیات هستم، هیچکس جز بوسیله من نزد پدر نمیآید.”بدینوسیله “صلیب” تبدیل به کلید ورود به دنیای جدیدی میشود که مسیح خداوند آنرا “ پادشاهی خدا” می نامد.
برنادت مقدس در بستر مرگ آخرین نیروی جسمانی خود را جمع کرده، سر خود را از بستر بالا آورده و با تواضع هرچه تمامتر علامت صلیب را بر خود کشیده و دنیای فانی را بدرود میگوید. در این هنگام حضرت مریم برنادت را به همین دنیای جدید یعنی “پادشاهی خدا” همراهی میکند. زیرا که مریم مقدس به برنادت گفته بود: “به تو وعده نمیدهم که در این دنیا خوشبخت شوی، اما در آن دنیا”.
متی باب ۱۶ آیه ۲۴ “ اگر کسی بخواهد پیرو من باشد باید دست از جان خود بشوید و صلیب خود را برداشته بدنبال من بیاید.”
متی باب ۱۰ آیه ۳۸ “هر که صلیب خود را برندارد و به دنبال من نیاید لایق من نیست . ”
برای ما هم، همانند برنادت صلیب باید آئینه واقعیت درونی مان باشد. زمانی که علامت صلیب را بر خود ترسیم میکنیم در واقع بر بد بختیها، رنجها، گناهان و فناپذیری مان صحه می گذاریم. هنگامیکه برنادت بر خود صلیب میکشید مثل آن بود که خود را در لوای صلیب می پیچاند همانند مادری که نوزادش را در قنداق می پیچاند و برای حفاظتش او را در آغوش می فشارد. خداوند نیز ما را با این عمل در پوشش صلیبش پیچانده و حفظ می نماید. در نتیجه ما از این طریق تاکید میکنیم که خدا را دوست میداریم و او را بعنوان پدر خود میپذیریم و از طریق صلیب فرزندان او میشویم.


مسیح ما را فرا می خواند تا با کمک صلیبش بربدبختیها، رنجها و دردهایمان غلبه کرده و ما را یاری می دهد تا از میان افکار و عقاید منفی و ناامید کننده این دنیا، گذر کرده تا به واقعیت الهی برسیم. بدین طریق صلیب دیگر نشانه مرگ نبوده بلکه تبدیل به نشانه محبت خداوند میشود.