۱۳۹۴ اسفند ۱۹, چهارشنبه

ثمره روح اقدوس

یوحنا 14: 16
" شما مرا برنگزيديد، بلكه من شما را برگزيدم و شما را مقرّر كردم تا شما برويد و ميوه آوريد و ميوه شما بماند تا هر چه از پدر به اسم من طلب كنيد به شما عطا كند.
همچنین پولس در رومیان 7: 4 گفت: 
" بنابراين، اي برادرانِ من، شما نيز بوساطت جسد مسيح براي شريعت مرده شديد تا خود را به ديگري پيونديد، يعني با او كه از مردگان برخاست، تا بجهت خدا ثمر آوريم."
عیسی در مثال برزگر درباره چهار نوع از افراد سخن می گوید که کلام خدا را می شنوند. در دسته دوم و سوم کسانی بودند که بی ثمر ماندند در حالی که آخرین گروه کسانی بودند که "كلام را شنيده، آن را مي فهمد و بارآور شده، بعضي صد و بعضي شصت و بعضي سي ثمر مي آورد." (متی 13: 23).
پس بنابراین چیزی که خدا برای مسیحیان درنظر داشت این نبود که فقط ایمان آورند، هیچ تغییری نکنند و همان درختی باشند و همان ثمری را بدهند که قبلاً می دادند. مثمر ثمر بودن ما برای خدا اهمیت دارد. بگذارید تکرار کنم: خواست خدا این نیست که شما تنها در جریان زندگی به روان باشید. خدا شما را مخلوقی یکتا خلق نمود، به شما عطیه داد. بله خود خود شما. و به شما مأموریتی داد: تا بروید و ثمر آورید. کمی جلوتر می بینیم که ثمر آوردن چگونه است، اما این را به خاطر داشته باشید. خدا به تک تک فرزندانش عطیه داده است. خدا از جوانترین تا مسن ترین، از فقیرترین تا ثروتمندترین و از بی سواد تا باسوادترین فرزندانش را بطور منحصر به فردی عطیه داده است و می خواهد که آنها ثمر بسیار آورند. خداوند باز در یوحنا باب 15 گفت:
یوحنا 15: 8 
جلال پدر من آشكارا ميشود به اين كه ميوه بسيار بياوريد و شاگرد من بشويد."
و  یوحنا 15: 1-2 
" «من تاك حقيقي هستم و پدر من باغبان است. ...  هر چه ميوه آرد آن را پاك ميكند تا بيشتر ميوه آورد."
وقتی فرزندان ثمر می آورند، پدر وجد می کند. می بینیم که او از آنهایی که ثمر آورند بطور ویژه ای مراقبت کرده و آنها را پاک می سازد تا بیشتر ثمر آورند! پدر تنها نمی خواهد که در تاک شاخه داشته باشد ... بلکه می خواهد که شاخه هایی بسیار پرثمر داشته باشد. شاخه هایی که تا بالاترین حد ظرفیت خود ثمر می آورند. امروزه بسیاری از مسیحیان بی حرکت در گوشه ای نشسته اند و منتظرند تا شخص دیگری، یک "حرفه ای" بیاید و"نقش آنها را بازی کند" زیرا آنها می گویند که ما "حرفه ای" نیستیم. اما پطرس و دیگران (که اکثراً ماهیگیر بودند) در قرن اول نیز در این مورد "حرفه ای" نبودند. آنها فارق التحصیل از هیچ مدرسه مذهبی نبودند و احتیاجی هم به چنین چیزی نداشتند! تنها مدرکی که داشتند در ماهیگیری بود! افراد دیگری نیز هستند که با اینکه ایمان آورده اند اما تغییر مشهودی در زندگی شان صورت نگرفته است. اصلاً زندگی مسیحی بدون تغییر و بدون ثمر کاملاً ضد و نقیض است. با این گفته نیز منظورم این نیست که مسیحیان پرحرارت که برای خدا و کلامش غیورند، مرتکب خطا نمی شوند. آنها نیز خطا می کنند! اما مسیحیان پرشور صدای اکثریت را نادیده می گیرند که می گوید "هم رنگ جماعت شو ... دیگر کلیسا رفتن، روی صندلی های کلیسا نشستند، سرود خواندن، گوش کردن به موعظه و سپس به خانه آمدن و فراموش کردن همه چیز تا یکشنبه دیگر کافی است". مسیحیان پرشور به این گفته تن در نمی دهند و به کم قانع نمی شوند. دید آنها به خداست و می خواهند که در او رشد کنند. می خواهند به او و پسرش نزدیک و نزدیک تر شوند. می خواهند تا حد امکان مسیح را در زندگی شان نشان دهند. مسیحیان پرشور اشتیاق ثمر آوردن و رویای مسیح را دارند. و خبر این است که خدا می خواهد شما نیز یکی از آنها باشید. می خواهد شما نیز یک مسیحی پرحرارتباشید. و یا به بیان دیگر، می خواهد یک مسیحی باشید که مشتاق خداست. یک مسیحی گرم و نه ولرم (مکاشفه 3: 15). می خواهد مسیحی ای باشید که شکوفه داده و تا بیشترین حد ممکن ثمر آورد. این محور اصلی زندگی مسیحی است.

۱۳۹۴ اسفند ۱۳, پنجشنبه

کمر بند حقیقت

افسسیان 6: 14
"پس استوار ايستاده، کمربند حقيقت را به ميان ببنديد و زره پارسايي را بر تن کنيد" 
زره پارسایی، دومین سلاح خداست که در اینجا تمرکز خود را بر این سلاح قرار می دهیم. نام هیچ یک از سلاح هایی که از آیه 14-17 آورده شده تصادفی انتخاب نشده است. خدا برای هر کلمه که از دهانش صادر می شود دلیلی دارد. پس باید از خود بپرسیم که کاری که زره پارسایی برای ما انجام می دهد چیست؟ فکر کنم بیشتر ما پاسخ آنرا بدانیم: در بین ابزار جنگی جوشن یا زره از قسمت جلوی بدن حفاظت می کند. بنابراین تعریف مهمترین کار زره یا همان جوشن حفاظت از قلب است. در ادبیات کتاب مقدسی واژه قلب به معنای بخش درونی افکار یا درون ذات آدمی استفاده می شود. محتوای قلب ما مشخص می کند که ما چه هستیم. همانطور که امثال سلیمان 4: 23 می گوید: 
"دل خود را به حفظ تمام نگاه دار، زيرا كه مخرج هاي حيات از آن است. "
کلام خود ما را می خواند تا از دل یا همان قلب خود بیش از هر چیز دیگر حفاظت کنیم. وقتی هم که می گوید دل منظورش درون افکار ماست. به راستی که اعماق افکار ما یعنی چیز هایی که در قلب ماست، سرچشمه های یا مخرج های حیات را مشخص می کند. بنابراین شکی نیست که آنجا دقیقاً همان جایی است که شیطان تیرهایش را نشانه رفته است. اگر تیرهای او موفق شوند که به قلب یعنی اعماق ذات ما نفوذ کنند، دقیقاً همان اتفاقی افتاده که شیطان می خواهد. یکی از ابزاری که معمولاً شیطان برای شلیک تیرهایش به قلب مسیحیان راستین استفاده می کند، چیزی جز محکومیت نیست. از آنجایی که محکومیت قلب را بیمار می کند، یکی از بهترین ابزار شیطان است. شیطان از این ابزار استفاده می کند تا مشارکت ما با خدا را خراب کند. اول یوحنا اثرات این بیماری را که دامنگیر بسیاری از مسیحیان شده شرح می دهد. 
اول یوحنا 3: 21
"اي عزيزان، اگر دل ما، ما را محکوم نکند، در حضور خدا اطمينان داريم " 


به "اگر" توجه کنید. همچنین دقت کنید که ارجاع به دل یا همان قلب است. محکومیت بیماری جدی است که اعماق ذات آدمی را تحت تأثیر قرار می دهد. اگر در قلب ما محکومیت وجود داشته باشد، آنوقت است که در حضور خدا هیچ اطمینانی نداریم. اگر هم اطمینان در حضور خدا وجود نداشته باشد، آنجاست که من چنین رابطه ای را با خدا زیر سؤال می برم. اراده خدا این است که "هميشه در خداوند شاد باشيد؛" (فیلیپیان 4: 4) . اما غیر ممکن است که در حضور او شاد باشید در حالی که اطمینانی در حضورش ندارید. علیرغم اینها، اگر (و فقط اگر) از سلاح خدا برای دفاع در زندگی مان استفاده کنیم، شیطان نخواهد توانست در زندگی ما محکومیت بیاورد. پس سوال این است که کدام یک از سلاح خداست که از قلب محافظت می کند؟ افسسیان 6: 14 پاسخ می دهد: