۱۳۹۴ آذر ۲۴, سه‌شنبه

منتظران خداوند وارث زمین خواهند بود

قوم اسرائيل بعد از اينكه موسي به كوه رفت در صدد انجام كاري بر آمدند.
“و چون قوم دیدند که موسی در فرودآمدن از کوه تاخیر نمود، قوم نزدهارون جمع شده، وی را گفتند: «برخیز و برای ماخدایان بساز که پیش روی ما بخرامند، زیرا این مرد، موسی، که ما را از زمین مصر بیرون آورد، نمی دانیم او را چه شده است.»”
خروج ١: ٣٢
مشگلات مردم زماني آغاز ميشود كه مردم به جاي قدرت و حضور خداوند ، با حكمت و خواست و روشهاي خود دور هم جمع ميشوند و تصميم ميگيرند.
ما به جاي اينكه با صبر منتظر بمانيم تا اينكه خداوند به ما فرمان دهد ، جمع ميشويم و سعي ميكنيم تا كاري را كه دوست داريم و ميطلبيم ، براي ارضاي خواسته هاي خودمان انجام دهيم.
" آنچه را كه فقط و فقط خداوند ميتواند فراهم كند ، با يك چيز صد درصد جعلي و موقتي جايگزين ميگردد "
و نتيجه اي كه قرار است براي ما سربلندي ، كاميابي ، بركت و پيشبرد نقشه خداوند باشد تبديل ميشود به :
“سپس گوساله‌ای را که ساخته بودند برداشت و در آتش سوزانید و مثل پودر آن را نرم کرد و سپس با آب مخلوط نموده و آن آب را به اسرائیلی‌ها نوشانید.”
خروج ٢٣ :٠٢
پس با صبوري بيشتر منتظر فرمانها و نقشه هاي خداوند باشيد
پشيمان نخواهيد شد
و اما منتظران خداوند وارث زمین خواهندبود.”
مزامیر ٩:٣٧

۱۳۹۴ آذر ۱۸, چهارشنبه

نقش احساسات براییک ایماندار

امروزه ما ایمانداران در حضور خدا دچار خودسانسوری هستیم، فکر می کنیم در مقابل خدا باید تملق بگوییم؛ دستها را بالا برده و با وجود مسایل ناراحت کننده که در زندگی باعث آزار ما می باشند، به ستایش ایستاده و در مدت دعا با جملات سخت از خدا تشکر می کنیم، در حالیکه چرکابه های وجودمان همچنان باقی است. اما این درست نیست، گاهی فراموش می کنیم که خدا بر همه چیز آگاه است، او می داند زبان و دل با هم یکی نیستند و این را نمی خواهد. خدا دوست دارد که در روح و راستی به حضور او برویم. آنچه باعث آزار و ناراحتی ما شده با صدای بلند برای او بازگو کنیم ، برروی زانو تلخی ها را بیرون ریخته و از او بخواهیم شرمی که از کار انجام شده برما سنگینی می کند خودش سبک کند، این اعتراف از زبان خود ما بسیار مهم است . ما در کلام خدا مخصوصا در عهد عتیق داستان های تکان دهنده از مردان وزنان خدا، بسیار می بینیم که بدون پرده با خدا حرف می زنند. یکی از آن داستان ها مربوط به ارمیای نبی می باشد.
ارمیا معروف به نبی گریان، به دلیل ماموریت خود بسیار مورد بی لطفی قوم قرار می گیرد و او مدام لب به شکوه و ناله در برابر خدا باز می کند که به دلیل خواست تو من به این روز افتاده ام. (ارمیا15: 15 / ارمیا15: 10). در باب یک کتاب آمده است که خدا ارمیا را از زمانی که در شکم مادر بود برگزید؛ ولی فشارها آنقدر بر او زیاد می شود که در ارمیا15: 10 روز تولد خود را لعنت می کند. در اینجا تمام احساسات این مردِ خدا بیرون ریخته می شود.  او در صحبت با خدا عنوان می کند که من فریب تو را خوردم، و به خدا می گوید من به خاطر تو متحمل توهین ها شده ام.     
 او در باب20: 7-8 به خدا می گوید که کلام تو باعث ننگ من شده است. آیا به این موضوع فکر کرده اید که چرا خدا در مقابل ارمیا سکوت می کند و حتی اجازه می دهد که این داستان نوشته شده و امروز در دسترس ما قرار بگیرد؟ ما در شرایط او نبودیم ولی بسیار زیاد دربحران های سخت زندگی قرار گرفته ایم، آیا هیچوقت با خدا اینگونه صحبت کرده اید؟

ارمیا شکایت و نالۀ خود را به حضور خدا می برد و در مقابل هیچ انسانی حرف نمی زند. علت به نگارش درآمدن ارمیا و بسیاری گله مندی مقدسین خدا در کتاب مقدس از جمله سه مزمور داوود(12، 58، 137) و قرار گرفتن آن در دست ما، امروز بدین معناست که خدا به ما می گوید: "به حضور من بیا و حرف بزن و اجازه بده ناراحتی هایت بیرون ریخته شود، من آنها را برای تو حمل خواهم کرد." پس در گفتگوی خاص خود با خداوند گله ها و زخم های خود را با جزییات بیان کنید . وقتی در زندگی به چالش بر می خورید بی پرده با خدا حرف بزنید و خود را خالی کنید. انجام ندادن این کار باعث می شود که مشکلات وارد خانواده و روابط شده و همه چیز به هم ریخته شود.

خدا می داند که تا ارمیا از این گفته ها خالی نشود نمی تواند به خدمت خود ادامه دهد، بعد از این می بینیم که او کتب مراثی ارمیا را می نویسد چون شفا بر او آمده بود. می بینیم که ارمیا در کتاب ارمیا حرف خود را به خدا زد، داود هم در مزامیر چنین کرد و ایوب نیز در کتاب ایوب در چهل باب اول مدام به خدا گله وشکایت کرد ولی حرف خود را زد و در نهایت می بینیم که حتی عیسی مسیح نیز وقتی بر روی صلیب بود با خلوص کامل گفت " پدر چرا مرا ترک کردی؟"

امروز هم خدا به همه ما اجازه گفتن می دهد، از اتفاقاتی که در کتاب مقدس ثبت شده یاد بگیرید تمام احساسات خود را بدون سانسور به حضور خدا ببرید، تمام تلخی ها را بیرون بریزید وقتی خالی شدید سپس شروع به شکر گزاری کرده و هویت خود را مسیح اعلام کنید.

در روح؛ راستی؛ صداقت وبا صدای بلند فقط برای خدا اعلام کنید ، قدرتی که در صدای شما هست، تاثیر بیشتری می گذارد، همانند آتشفشان که با صدا خود را نمایانگر می سازد ، خدا می گوید: بگو ، حرف بزن من شفاعت دارم. بگو ، حرف بزن من برای تو جواب دارم. اگر این عملی نبود هیچگاه در کتاب مقدس ثبت نمی شد.
این را بدانید که تا احساسات بیرون ریخته نشوند شفا جاری نمی شود و موفق به بخشیدن که یکی از اصل های مسیحیت است، نمی شویم.



۱۳۹۴ آبان ۱۹, سه‌شنبه

بسته شدن تعدادی از کلیساها در ایران

کلیسای جماعت ربانی مرکز واقع در خیابان طالقانی در تهران ، بالاجبار به دستور مقامات رژیم پلمپ شد. در هنگام پلمپ این کلیسا، کلیه کتابهای موجود در کتابفروشی کلیسا و کتابهای دانشکده الهیات که با زحمت بسیار گردآوری شده بودند ، ضبط و توسط مامورین جمع آوری شدند. 

کشیش هانری مانوکیان که شاهد واقعه اسفناک انتقال کتابها توسط مامورین از کلیسا به ماشینهای مخصوص بوده ، پس از نجات از حمله قبلی تقریبا مرگبار مجبور به ترک ایران شده و در ترکیه پناهنده شده اند.

کشیش سوریک از سوی مقامات جمهوری اسلامی مجبور به قطع پرداخت حقوق به کشیش هانری که در مسیر بهبودی بودند، شد. کشیش هانری مانوکیان در مصاحبه اسکایپی که امروز با خبرنگار FCNN داشتند گفته است که " شبانان و کشیشان کلیساهای جماعت ربانی با این سیاست مسامحه و مماشات که مشتاقانه در طی بیست سال گذشته توسط کشیش سوریک دنبال می گشته موافق نبودند. "
طبق گزارشهای سه سال گذشته در FCNN، قصد مقامات جمهوری اسلامی از ریشه کندن هدفمندانه مسیحیت انجیلی بوده است. جای بسی تاسف است که کشیش سوریک به دلیل فریب مقامات و عدم آمادگی کافی جهت اداره کلیساهای فوق العاده مستعد و در حال رشد جماعت ربانی، شکست خورده اند.

کشیش لازاروس یقنظر درباره وضعیت پیش آمده می گوید: تمامی تقصیرات را نمی شود متوجه مقاقات کرد! تمام دنیا از دورویی و نیّات پنهان آنها آکاه می باشند. در حالیکه همه ما از نیّات بد رژیم در دو دهه اخیر مطلعیم، رهبران کلیسا بیشتر متمایل به حفظ جایگاه خود و خو گرفتن به شرایط موجود بودند. بسیار تاسف برانگیز است که در عوض کاشت بذرهای شادی و بشارت ، و ملحق شدن به موج بیداری مسیحیت، کلیسا از اقتدار خود به عنوان ابزاری در دست حکومت برای ساکت کردن انفجار جنبش کلیسای خانگی استفاده کرده است.
این پایان غم انگیزی ست برای آنچه که می توانست به فصل طلایی کلیسای جماعت ربانی ایران تبدیل شود. البته درسهایی برای عبرت گرفتن وجود دارد و همچنین زمینه هایی که می بایست بهبود یابند! در مصاحبه هایی که با اعضای کلیساها که در ایران پراکنده شده اند بعمل آمده، یک صدای واحد به گوش می رسد، فرصتهای زیادی از دست رفته، و سازشهای تاسف بر انگیزی انجام شده است. حال که رهبران کلیسا در تبعید می باشند ، فرصت خوبی ست تا بایکدیگر در دعا متحد شده و ایمانداران خارج از ایران را تسلی داده و آماده سازند.

عیسی وعده داده است، "من کلیسای خود را بنا می کنم و دراوزه های جهنم بر آن استیلا نخواهد یافت". پس یک امید و یک وعده وجود دارد! خداوند رحمت خودش را برکلیسایش نمایان کند و به رهبران فرصت دوباره عطا کند.

به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از منابع مسیحی پایتخت، ساعت 11 صبح سه شنبه 31 اردیبهشت ماه ( 21 ماه می 2013) ماموران امنیتی و اطلاعاتی با یورش به کلیسای جماعت ربانی مرکز واقع در خیابان طالقانی حداقل یک کشیش و کارکنان این کلیسا و همه کسانی را که در محل حضور داشتند با خود به مکان نامعلومی منتقل کردند.

به دنبال حمله صبح روز سه شنبه31 اردیبهشت (21 می 2013) ماموران اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی به کلیسای جماعت ربانی مرکز در خیابان طالقانی تهران و دستگیری کشیش "روبرت آسریان" استاد الهیات مسیحی آن کلیسا، روز چهارشنبه 1 خرداد ماموران اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به محل کلیسا مراجعه کردند و به نگهبانی کلیسا اعلام نمودند که از این پس هیچ کس اجازه ورود به این ساختمان را ندارد.

کلیسای جماعت ربانی ابتدا سال 1955 میلادی ( 58 سال قبل) در خانه مسکونی یکی از رهبران آن شروع به کار کرد. کم کم این کلیسا که بر اساس آموزه های مسیحی پرشدن از روح القدس بنیاد شده بود پیشرفت کرد و عده زیادی جذب آن شدند. از این رو ابتدا در نقاط مختلف تهران و بعد چند شهرستان کشور ساختمانهائی را تهیه کردند و کلیساهای رسمی را به ثبت رساندند.
در سالهای پس از انقلاب اسلامی سال 1357 رهبران انقلابی و اسلامی همواره در جهت تضعیف این کلیسا از طریق تهدیدات گوناگون اقدام می کردند. اما در دوسال گذشته فشار بر روی این کلیسا افزایش یافت. مسئولان حکومت از رهبران کلیسای مرکز خواسته اند که از پذیرش مسیحیان غیر قومهای ارمنی و آشوری در کلیسای خود خودداری کنند.

۱۳۹۴ آبان ۱۲, سه‌شنبه

اوکلمه بود کلمه خود خدا بود

بسياري از افرادي نيز كه امروزه به فرقه ها تعلق دارند، بايد چيزي را كه نيقوديموس مي بايست ياد مي گرفت، ياد بگيرند .بسياري از اعضاي فرقه هاي امروزي نيز بايد آن چيزي كه نيقوديموس مي بايست از آن مطلع مي شد ، مطلع شوند. عيسي بالاتر از نبي بود. او نزد عيسي رفته بود تا راه را پيدا كند، تا از او بخواهد كه راه حيات را به او نشان دهد . به همين دليل است كه نبايد به دنبال يك تعليم خاص بود، بلكه به دنبال عيسي. امشب بايد همين كار را كرد. سنگ زاويه باز رد شده است . سنگ زاويه چيست ؟ البته كه كلام است ، و مسيح همان كلمه است. او بايد درسي ياد مي گرفت . او فكر مي كرد، اين مرد يك نبي است . او فقط يك نبي است . و به همين خاطر است كه اگر دقت كنيد ، عيسي به پرسش او جواب نداد، بلكه وي را را بخاطر كوري اش توبيخ نمود . متوجه هستيد؟ او بيش از يك نبي بود . او كلمه بود ......... آمین

۱۳۹۴ مهر ۲۸, سه‌شنبه

چرا در قران از یک انجیل سخن گفته می شود در حالی که درعهد جدید چهار انجیل وجود دارد

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

در دوران پیامبر اسلام، کلیساها در کشورهای نزدیک به عربستان مانند سوریه، وجود داشتند. تردیدی نیست که او با مسیحیان در ارتباط بود و نسخه ای از "انجیل" را دریافت کرده بود. این انجیل چه بود؟
یکی از پدران کلیسا، "تاتیان" نام داشت که در قرن دوم میلادی زندگی می کرد. او شاگرد ژوستین شهید بود. ژوستین به تثلیث (پدر، پسر و روح القدس) ایمان داشت و به دلیل داشتن این اعتقاد شهید شد. تاتیان کار ابتکاری انجام داد و چهار انجیل را به انجیلی واحد تهیه کرد. این انجیل حاوی جزئیات اناجیل بود. این اثر به زبان سریانی منتشر شد و مسیحیان بین النهرین (عراق و سوریه) به راحتی از آن استفاده می کردند. تاتیان این اثر را "دیاتسرون" نامید که به زبان یونانی یعنی "از هر چهار".
پایه و اساس دیاتسرون، انجیل یوحنا می باشد و سپس بخش هایی از روایات متی، مرقس و لوقا در آن یافت می شود.
"دیاتسرون" تا قرن ها مورد استفاده کلیساهای بین النهرین بود و نسخه ای از آن نیز در اختیار پیامبر اسلام قرار گرفت. طبق ادعای قرآن، به پیامبر اسلام پیشنهاد شد که برای رفع شبهاتش و درک حقانیت پیام خود، آن را با مطالب مکاشفات پیشین که خدا به یهودیان و مسیحیان بخشیده، بسنجد (یونس 94-95). این آیه اعتبار و حقانیت کتاب مقدس را نزد مسلمانان تایید می کند. بنابراین قرآن مخالف نظریه تحریف است مبنی بر این که خدای مهربان اجازه داد کتاب مقدس تغییر یابد تا قرن ها مردم در جهالت، گناه و سرگردانی به سر ببرند.
برخی از مخالفان ادعا می کنند که انجیل شفاهی بوده و سینه به سینه نقل قول می گردید. این ادعا این پرسش ها را مطرح می سازد که چرا قرآن از "انجیل و تورات شفاهی" سخنی به میان نمی آورد (توبه آیه 29)؟ اگر طبق ادعای مخالفان، شاگردان مسیح، به عنوان شاهدان اصلی، عهد جدید را تحریف کرده اند، چگونه کسانی که بعدها به مسیح ایمان آوردند، با انجیل واقعی آشنا شده و آن را به ذهن سپرده اند؟ مسیحیان که در دنیای آن روز پراکنده بوده اند، چگونه می توانستند کسانی را که حامل انجیل شفاهی بوده اند، شناسایی کرده و به آن ها دسترسی داشته باشند؟ اگر شاهدان عینی اناجیل را ننوشته اند، پس آیا انجیل واقعی توسط کسانی نوشته شده که زندگی و تعالیم مسیح را از نزدیک ندیده اند؟ اگر شاهدان اصلی دروغگو بوده اند، چگونه می توان به گزارش افرادی اعتماد کرد که حتی در موقعیت شاهدان هم نبوده اند؟
باور این نکته برای مردم غیر ممکن است که عده ای بدانند که تبلیغ آن ها دروغ است، اما به خاطر همان ادعای دروغ جان خود را از دست بدهند. طبق روایت تاریخ، یازده شاگرد مسیح، به خاطر ادعاهای شان شهید شدند. یوحنا هم دوران سخت زندان را گذراند.
منتقدان می گویند لزومی نداشت تا چهار انجیل نوشته شود. یک انجیل کافی بود. در پاسخ باید گفت که اگر فقط یک انجیل وجود داشت، مخالفان این ادعا را مطرح می کردند که چرا فقط یک شاهد وجود دارد؟ چگونه بدانیم ادعای این شاهد صحیح و موثق است؟ چرا سایر شاگردان که شاهد معجزات، تعالیم و مرگ و زنده شدن مسیح بوده اند و صعود او را به آسمان مشاهده کردند، سرگذشت استاد خود را به رشته تحریر درنیاوردند؟ آیا در دادگاه از چند نفر شاهد سئوال نمی شود؟ مطابق شریعت یهود شهادت چند نفر در دادگاه، مانع از دروغگویی و ایجاد شک و تردید می گردید (تثنیه فصل 17 آیه 6).
در دوران ظهور اسلام، نسخه های زیادی از کتاب مقدس در قاره های اروپا، آسیا و آفریقا به زبان های مختلف در دسترس مردم بود. اگر کسی تصمیم داشت کتاب مقدس را تحریف کند، چگونه می توانست نسخه های سراسر دنیا را جمع آوری کرده و شروع کند به تحریف کردن؟
با این توصیف، بعضی می گویند که وقتی خدا پیامبر جدیدی می فرستاده، کتاب های مقدس قبل از او منسوخ و باطل می شده اند و خدا دیگر توجهی به آن کتاب ها نداشته و اجازه داده که تحریف شوند. در پاسخ باید گفت که تاریخ نشان داده، هر پیامبر جدیدی که ظهور کرده، بدون استثنا رسالت خود را بر پایه کتاب های آسمانی قبلی استوار کرده است. یعنی نه فقط به آن ها استناد و اشاره کرده، بلکه آن ها را مورد تایید قرار داده و رسالت خود را دنباله رسالت آن انبیا دانسته است. پس اگر پس از ظهور یک پیامبر جدید، قرار باشد کتاب های قبلی تحریف و باطل شوند، چه کسی می تواند ادعای این پیامبر جدید را به محک آزمایش بزند و آن را با کتاب های قبلی مقایسه کند؟ چرا اسناد و مدارک اثبات دین جدید، باید نابود شوند؟ چگونه متن نامعتبر می تواند سندی باشد برای دین جدید؟ شخصی را در نظر بگیرید که ادعا می کند وارث و صاحب خانه است، ولی سند و مدرک معتبر برای تایید ارث و مالکیت خانه، در اختیار ندارد!
مسیح بدون استثنا رسالت خود را بر پایه عهد عتیق (نوشته های انبیاء) استوار کرده است. یعنی نه فقط به آن ها استناد و اشاره کرد، بلکه آن ها را مورد تایید قرار داد و رسالت خود را دنباله رسالت عهد عتیق دانسته است. پس اگر پس از ظهور مسیح، قرار بود نوشته های انبیاء یهود تحریف و باطل شوند، چه کسی می توانست ادعای مسیح را به محک آزمایش بزند و آن را با عهد عتیق مقایسه کند؟


چطور می‌شود به کلام خدا اعتماد کرد، اگر او اجازه دهد تا کلامش را انسان ها تغییر دهند و یا وعده‌ای را که داده به جای نیاورد؟ مگر او قادر مطلق نیست که مانع دست‌کاری و تحریف سخنانش شود؟ اگر خدا می خواهد تغییر عمیق و مثبت در مردم ایجاد کند، هرگز اجازه نمی دهد اقدام او برای نجات بشر ضعیف، سطحی و سست باشد.
ادعای مخالفان مبنی بر این که خدا اجازه داد تا کلامش توسط انسان ها تحریف شود، سبب سستی ایمان، عدم اعتماد و لغزش انسان ها نسبت به خالق عالم هستی می شود. آنان تصور می کنند که خدا کوچک، محدود، ضعیف و ناتوان بود که نتوانست از کتاب خود حمایت کند و انسان ها آمدند و کتاب خداوند را به آسانی تحریف کردند! در زمان حاضر بسیاری گمان می کنند که خدا دنیا را به حال خود رها کرده و هیچ گونه دخالتی برای رفع مشکلات و فجایع به عمل نمی آورد. پس تردیدی نیست که نتوانست یا نخواست از کلامش دفاع و حمایت کند! ملحدان نیز این ادعا را مطرح کرده اند که اگر خدایی وجود داشت، هرگز اجازه نمی داد کتابش توسط انسان ها تحریف شود!

۱۳۹۴ مهر ۱۴, سه‌شنبه

شیطان از چه راهایی یک ایمان دار را وسوسه می کند قسمت اول

1 غرور
2 ایجاد بت
3 خواهش های جسم
4 نا اطاعتی
5 پول دوستی
6 غر غر وشکایت
1 غرور ....خداوند از غرور متنفر است ولی شیطان آن را در ما ایجاد می کند .شیطان خود فرشته محبوب خدا بود ولی چون خواست مثل خدا شود از حضور خدا رانده شد.غرور باعث سقوط او شد وحالا شیطان می خواهد از این طریق ما را از حضور خداوند دور کند .اول پطرس 5.5
2 ایجاد بت ..منظور از بت  پرستی چیزی است که بیشتر از خداوند مورد علاقه ماست .خدا می خواهد که ما او را بالاتر از هر چیز قرار
 دهیم .ولی شیطان همیشه ما را جذب چیزهای می کند که ان را بالاتر از خدا قرار دهیم  متی 37.10 .
3 خواهش های جسم  لذ ت های دنیوی چیزهای است که شیطان آن را بکار می برد او دنیا وشهوات را خیلی زیبا جلوه می دهد وسعی می کند ما را به سوی آن یکشاند واز این طریق ما را از خدا دور کند  اول یوحنا 17.15  2.
4 نا اطاعتی ..نا فرمانی مثل جادوگری کناه است .سر کشی مانند شرارت وبت پرستی  است .چوم تو از فرمان خداوند پیروی نکردی بنابرین او هم تو را از مقام سلطنت بر کنار کرد  اوا سموییل 23 .14.
5 پول دوستی .. زیرا عشق به پول سر چشمه همه بدیهاست وبه علت همین عشق است که بعضی ها از ایمان منحرف گشته قلبهای خود را با رنجهای بسیار جریحه دار ساخته اند اول تیموتایوس 10.6.
6 غر غر وشکایت..شیطان می خواهد همیشه ما را به غر غر و شکایت بکشاند و روح شکر گذاری ما را از ما بدزدد  اول قرنتیان 10.10.

پایان قسمت اول در قسمت دوم راهای غلبه بر شیطان است .

۱۳۹۴ شهریور ۲۷, جمعه

برکت وفیض در مسیحیت

برکت وفیض در مستحیت.
عیسی پسر خدا با عملش راه فیض را گشوده ونپذیرفتن آن هلاکتی را بدنبال دارد که سیر طبیعی برای بشراست. او نه شریعت ونه چیز دیگری را معرفی نمی کند وبیان می کند که فقط وفقط پسر خدا می تواند کفاره گناه باشد پس در دوره ای که فیض مسیح عمل می کند همه وابستگی ها باید به بزر گترین هدیه خدا به جهان یعنی پسر خدا باشد باشد چرا که اصولا ً پسر است که وارث یا ولی عهد است وتا زمانی که پسر ارشد باشد خادمین نوکران ودیگر اقوام وارث نمی شوند پس ما چطور می توانیم وقتی که پسر خدا را داریم دوباره باز گردیم وشریعت گرا شویم در زمانی که مسیح تعین کرده که دوره فیض اوست و عدالتی را که ما نمی توانیم بدست بیاور یم او به ما داده. عیسی ما را دوستان خود می خواند: « شما دوست من هستید اگر آنچه به شما حکم کنم بجا آورید دیگر شما را بنده نمی خوانم زیرا بنده آنچه آقایش می کند نمی داند لیکن شما را دوست خواندم زیرا آنچه از پدر شنیده ام به شما بیان کردم » (یوحنا ١٤:١٥-١٥ )
این دوستی تا آنجا ادامه پیدا می کند که آینده ما را هم در بر می گیرد چرا که آنقدر صمیمی شده که دوست ما عیسی مسیح چون دید که ما از بیماری مهلک گناه رنج می بریم و می میریم او از روی عشقی که به ما داشت جانش را فدای زندگی ما کرد. آیا باید فیض این دوست را نادیده گرفت آیا کسی می تواند اینقدر بی رحم باشد که چنین سخاوتی را نادیده بگیرد. زمانی یک دوست برای ما یک کارت تبریک میفرستد چقدر برای ما با ارزش است. دوستی که آنقدر به ما نزدیک است که پدرش را بابای خود می دانیم آیا لایق که به او بی تفاوت باشیم. در رومیان ٨: ١٥میخوانیم «از آنرو که روح بندگی را نیافته اید بلکه روح پسر خواندگی را که به آن ابا ای پدر ندا می کنید». عیسی مسیح آنقدر به ما علاقه داشت که جسمش را برای ما داد وروحش را به ما داد او باتمام روح وجسم ما رادوست دارد.
با آ رزوی دریافت زندگی جاوید وفیض عیسی.

مسیح کیست؟

عیسی مسیح.صدایش قدرتمند.قدرتهای تاریک از حضورش می ترسند.

کلامش برنده تر از هر شمشیری.در مقابل اسمش هر اسمی زانو می زند.

او عظیم است وتنها زنده جاوید .هر چه در آسمان زمین است مطعلق به اوست.

او قاضی زندگان ومرگان است او خواستار نجات است نه محکوم کردن .

او پسر قدرتمند خداست یعنی با خدا یکی است .او بره قربانی وگفاره گناهان ما .

ما عاشق او هستیم او نان حیات ما .ومرهم همه دردهای ما .او خود خداست ومثل 

او نیست .

پس خداوند را از عرش برین ستایش کنید.ای کسانی که در آسمانهاساکن هستید.

زیرا به فرمان او آفریده شدید.اوشما را تا ابد بر جایتان ثابت نموده است و آنچه

او ثابت نموده است هر گز تغییر نخواهد کرد....

۱۳۹۴ شهریور ۱۳, جمعه

چگونه در مسیحیت بمانیم

 بعد از گرفتن نجاتی که هدیه خدا بود، دراولین مرحله احتیاج به آب هست که در ایمانِ مسیحی همان تعمید آب می باشد. تعمید آب علاوه بر اینکه برای رشد این دانه ضروری است، شهادتی بر ایمان ما نیز می باشد. یکی از ملزومات ایمان مسیحی تعمید آب است و ضرورت آن جایی مشخص می شود که عیسی مسیح نیز خود این کار را انجام داد(لوقا3: 12).

مرحله بعد دریافت گرما و نور می باشد تا دانه وجودی ما رشد کند، این همان روح القدس است (اعمال رسولان2: 38) که با قدرت و گرمایی که به زندگی ما می دهد این نیاز را نیز برطرف می سازد.

سومین عامل هوا می باشد. در زندگی جدید ما ممکن است مسائلی به وجود بیاید که ایمان ما را خفه کنند و مانع رشد و بالندگی شوند واگر ما در آموزش و جایگاه درست نباشیم این فرصت را در اختیار شریر قرار می دهیم که بوسیله کسی یا چیزی، زندگی روحانی ما را تحت تاثیر قرار دهد. ما همانند نوزادان شیرخوارِ تازه متولد شده ای هستیم که برای این مراقبت احتیاج به کلیسا داریم، تا اگر به هر دلیلی در اشتباه افتادیم به ما گوشزد کرده و جلوی این خفگی را بگیرند.


 هیچ اتفاقی در زندگی به یکباره روی نمی دهد. در کلام می خوانیم که خدا جهان را در شش روز آفرید، این را هم می دانیم که زمانهای خدا با زمانهای ما تفاوت دارد شاید هر هزار سال ما یک روز خداوند باشد، در نتیجه این که خدا جهان را در یک لحظه نیافرید، بلکه زمان صرف آن نمود. حال ما چگونه انتظار داریم بعد از ایمان در مدت کوتاهی مکاشفه ها ی زیاد یا تغییر ناگهانی داشته باشیم

ما در صبر رشد می کنیم و از شیرخوارگی به خوردن غذاهای جامد می رسیم. اگر با برداشت درستی از مسیحیت و اینکه عیسی مسیح چه کسی بود؟ برای ما انسانها چه کرد؟ چرا بدون هیچ انتظارِ جبرانی ما را نجات داد؟ و اینکه نقشه خدا برای نجات ما چه بوده است، وارد این راه شده باشیم با هر بحران و سختی در زندگی شروع به پرسیدن سوالات نادرست نکرده و سعی نمی کنیم آنرا زیر سوال ببریم. بیشتر کسانیکه به این دعوت بله می گویند انتظار معجزه ای در حد شعبده بازی از عیسی مسیح دارند. در حالیکه هیچگاه فراموش نکنیم در زندگی مسیحی هیچ کار و برنامه ای خارج از زمان تعیین شده اتفاق نمی افتد.برای خیلی از مسایل در زندگی باید صبر کرد تا زمان وقوع آن فرا برسد. زندگی مسیحی به همان اندازه که آسان است به همان اندازه هم سخت است. زیرا ما همواره در جنگ با شریر هستیم او سعی دارد این زمان را برای ما طاقت فرسا ساخته و صبرو تحمل ما را تحت تاثیر قرار دهد.

ولی ما باید با تحمل سختی ها به خدا این فرصت را بدهیم که در زندگی ما کار کند و درجه صبر ما را تغییر دهد. در کارها و امور زندگیمان هیچ گاه به توانایی خود تکیه نکنیم، اما هیچگاه نیز تصور نکنیم ما از پس سختی ها هر آنچه که باشند، برنمی آییم وضعیف هستیم ، بلکه همه مسائل را به حضور خدا برده و اجازه دهیم او ساماندهی کند و اینگونه دعا کنیم " خداوندا من قدرت ندارم، تو قدرت بده. من تحمل ندارم، تو صبر بده." زیرا خدا توانایی هایی در وجود ما نهاده که می خواهد آنها را در دوره صبر برما هویدا کند.
زمانی گلدانی داشتم که در حال خشک شدن بود از آنجایی که علاقه بسیار به آن داشتم برایش وقت گذاشتم بعد از مدتی در نهایت تعجب دیدم گلهای زیبایی داد. من برای گل دادن از آن مواظبت نکرده بودم فقط دوستش داشتم ولی گل داد. دقیقا خدا اینکار را با زندگی ما انجام می دهد وقتی از ایمانمان مواظبت کنیم و صبر داشته باشیم تا او در زندگی هایمان کار کند ثمره ها می آیند، اگر درست رشد کرده باشیم و این همان ریشه دواندن است.

۱۳۹۴ مرداد ۱۴, چهارشنبه

آیا نجات برای ما وجود دارد؟

وقتی که خدا جهان را آفرید، آنرا بدون نقص آفرید. همه چیز نیکو و کامل بود. او سپس آدم و حوا را آفرید و به آنها ارادۀ آزاد بخشید. آنها حق انتخاب داشتند که خدا را اطاعت کنند یا نه. آدم و حوا، اولین انسان هائی که خدا آفرید، توسط شیطان وسوسه شدند تا از خدا بی اطاعتی کنند. و آنها گناه کردند. بی اطاعتی آنها باعث شد که آنها از خدا دور شوند و دیگر نتوانند در رابطۀ نزدیک با خدا بمانند. این عاقبت تمام افرادی است که بعد از آنان در این جهان متولد می شوند (که شامل حال من و شما نیز می شود). او خدائی است کامل که وجود و حضور گناه را تحمل نمی کند. از آنجا که گناهکار هستیم، قادر نیستیم خود را به بهشت برسانیم. بنابراین، خود خدا راهی مهیا نمود تا ما وارد بهشت شده، رابطه ای نزدیک با او داشته باشیم. "زیرا خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی بیابد" (یوحنا 16:3)، "زیرا که مزد گناه موت است، اما نعمت خدا حیات جاودانی در خداوند ما عیسی مسیح" (رومیان 23:6). عیسی مسیح به این جهان آمد تا این طریق حیات را به ما بشناساند؛ و به جای ما بمیرد تا ما هلاک نشویم. سه روز پس از مرگ، او از مردگان برخاست (رومیان 25:4) و پیروزی خود را بر مرگ ثابت نمود. در واقع، عیسی مسیح به عنوان یک پل، شکافی را که بین انسان گناه آلود و خدای قدوس وجود داشت پر نمود. اگر به این حقیقت ایمان آورید، تنها از این طریق اسعیسی مسیح تنها راه نجات است؛ چرا که او تنها شخصی است که قادر است جریمۀ گناهان ما را بپردازد (رومیان 23:6). هیچ مذهب دیگری بر عمق گناه، جدیت، و نتایج آن اینچنین تاکید نمی کند. آمرزش ابدی گناه را در هیچ مذهب دیگری نمی بینید. تنها عیسی خداوند بود که با مرگش بر صلیب تمام گناهان ما را برای همیشه بخشید

۱۳۹۴ تیر ۲۳, سه‌شنبه

ملکوت تو بیاید .

2." ملکوت تو بیاید." یعنی چه؟
یعنی آن زمان فرا برسد که خدا پادشاه قلب و جان تمام هستی گردد. خدا تنها خدای انسانها شود و او بر قلبها حکومت کند. عیسی همینکه تعمید گرفت با این پیام ماموریت خود را آغاز کرد:" توبه کنید زیرا پادشاه آسمانی نزدیک است." چرا اینرا میگفت؟ زیرا ورود عیسای مسیح بر روی زمین ورود ملکوت خدا بر روی زمین بود. انسان نمیتوانست به ملکوت آسمانی دسترسی داشته باشد زیرا دستش به دلیل گناه و ذات آلوده اش کوتاه بود، پس ملکوت خدا بر روی زمین آمد. اکنون انسان میتوانست به این ملکوت دسترسی پیدا کند. چگونه؟ با ایمان آوردن به عیسای مسیح بعنوان خداوند و نجات دهنده. آیا این تمام ملکوت خدا بود؟ خیر! راهی برای ورود به ملکوت خدا. اما ملکوت خدا زمانی میاید که شیطان و مرگ برای ابد نابود شود. خدا با تمام شایستگی و مقام مقدس او پرستیده شده، بره نیز و روح مقدس نیز. جلال و عظمت او بر همه ریخته شده، آسمان و زمین تازه بنا گشته، خدا و قدوسیت او تا به ابد پرستیده شده و انسان بار دیگر در حضور خدا در عین بی گناهی و پاکی برای ابد زندگی کند.( مکاشفه 20 و 21 ) این همان ملکوت خداست که عیسای مسیح در دعای خود آن را میطلبد که بیاید و از ما میخواهد که ما در دعاهای خود بطلبیم که بیاید. قصد این را ندارم که از ملکوت خدا سخن بگویم زیرا خود این گفتگو تقریبا بی پایان است! بیش از صد بار عیسای مسیح در تعالیم و سخنان خود از ملکوت خدا در مناسبتهای مختلف و تعالیم متعدد استفاده کرده است و این خود باید ما را به اهمیت اندیشیدن و درک و زیستن و باور این ملکوت وادارد اگر هنوز برنداشته است! زیرا مسیح در جایی به شاگردان در خصوص اهمیت اساسی اندیشیدن به ملکوت خدا اینگونه تاکید میکند:" لیکن اول ملکوت خدا و عدالت او را بطلبید که اینهمه برای شما مزید خواهد شد."( متی 6: 33

۱۳۹۴ تیر ۱۲, جمعه

دعای ربانی

عای ربانی خداوند
3." ارادۀ تو چنانکه در آسمان است بر زمین نیز کرده شود."
چرا؟ زیرا آمدن ملکوت خدا با انجام ارادۀ خدا بر روی زمین رابطه ایی کاملا مستقیم دارد. انجام ارادۀ خدا همان ملکوت خداست. و ملکوت خدا همان انجام ارادۀ خداست. اما مگر ارادۀ خدا در آسمان چیست که " چنانکه " یعنی عین آنکه در آسمان است بر روی زمین بشود؟ تنها ارادۀ خدا در آسمان، حکومت مطلق و فرمانروایی مطلق خدا بر تمام کائنات، فرشتگان و قدرتهای آن است. تسلیم شدن همه و همه به رای او. دیدن ارادۀ خدا برای همه ممکن نیست از اینرو تسلیم شدن به آن نیز. اما آنکس که قلبش تاکنون رابطۀ نزدیک خود را با خدا پیدا کرده؛ نام او را مقدس دانسته؛ آرزو دارد تا ملکوت او بیاید، این شخص حاضر است تا خود را تسلیم ارادۀ پدر خود ساخته و بطلبد که همین ارادۀ پدر آسمانی او بر روی زمین اجرا شود. مگر این ارادۀ پدر آسمانی چیست؟ محبت و فیض رایگان؛ تسلیم و مطیع خدا شدن؛ اجرا کردن به فرامین و تعالیم آسمانی او. و زیستن در قدوسیت و پاکی بر روی زمین. به همانگونه که روزی تا به ابد در آسمان خواهیم بود. در سه واقعه اهمیت بسزای اندیشیدن و درک ارادۀ خدا و اجرا و زیستن در آن توسط عیسای خداوند، نجات دهندۀ ما به روشنی تاکید و تصریح شده است. جایی رو به شاگردان خود کرده و با قاطعیت و گویی در کمال غافلگیری بسیاری میفرماید:" نه هر که مرا خداوندا خداوندا گوید داخل ملکوت آسمان گردد بلکه آنکه ارادۀ پدر مرا که در آسمانست بجا آورد.

۱۳۹۴ خرداد ۲۵, دوشنبه

تاثیر کلام بر قلب مردم

"عیسی مشغول موعظه بود که زنی از میان جمعیت با صدای بلند گفت:"خوشابه حال آن مادری که تو را به دنیا آورد و شیر داد." عیسی در جواب گفت:"بلی، اما خوشبخت تر از مادر من، کسی است که کلام خدا را می شنود و به آن عمل می کند."
پاسخ مسیح در دو بخش است و بسیار حائز اهمیت است.
یک. او در پاسخ به آن زن، انکار نکرد که مادرش خوشبخت است. حتی مریم (مادر عیسی) نیز با ایمان به مسیح و پیروی او، برکات بیشتری دریافت می کرد تا این که فقط مادر او باشد. این پاسخی است به کسانی که مریم را پرستش می کنند!
عیسی یهودیانی را مخاطب قرار داد که ارزش زیادی به پیوندهای خانوادگی می دادند. ارزش هر مرد به اجداد او بود و ارزش هر زن به پسرانی که به دنیا می آورد. پاسخ مسیح به آن زن، بدان معنا بود که تصمیمات فردی هر شخص مهم تر از جایگاه او در تبار خانوادگی است.
دو. آن زن تعالیم مسیح را شنیده بود و فریاد زد:"خوشا به حال مادری که تو را به دنیا آورد". او آرزو داشت که پسری نظیر عیسی داشت. اما مسیح پاسخ داد که لزومی ندارد که مادر او باشد تا برکت یابد. هر که از کلام خدا اطاعت کند، برکت را دریافت خواهد کرد، همان طور که مادر عیسی برکت یافت. هم چنین عیسی با این پاسخ نشان می دهد که اهمیت زن فقط به توانایی تولید مثل او نیست.

۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه

کتاب خدا الهام بخش روح خداست.

اینکه چقدر از کلام خدا الهام از روح اوست در 2 تیموتاتوس3.16بیان شده است .تمامی کتب الهام از کلام خداست که
برای تعلیم واصلاح وتربیت در عدالت مفید است.
تا مرد خدا کامل وبه جهت هر عمل نیکوی اراسته بشود .این ایه به ما میگوید که خدا کتاب مقدس را الهام کرده
و برای ما مفید است .هر کلمه آن از پیدایش تا مکاشفه چون کتاب مقدس از روح خدا الهام شده است .پس اقتدار دارد
که اصول ایمان را تثبیت کرده است .برای تعلیم انسان در باره رابطه آن با خدا کافیست.
کتاب مقدس ادعا میکند نه تنها الهام از روح خداست بلکه قدرت ما فوق طبیعی دارد که ما را عوض کند وکامل نماید
چه چیزی بیشتر از این می خواهیم.
ایه دیگری در مورد الهام روح خدا در کتاب مقدس.2پطرس ایه1و21است این آیه به ما کمک میکند که درک کنیم
خدا از انسانهای وشخصیت های منحصر به فرد وسبک نکارش انها استفاده کرد.
وقتی گفت>گمان مبرید آمدهام تورات یا صحف انبیا را باطل سازم بلکه تا تمام کنم.زیرا هر آیینه به شما می گویم
تا آسمان وزمین زایل نشود همزه یا نقطه ای از تورات زایل نخواهد شد تا همه واقع شود .
چون کتاب مقدس کلام الهام شده خداست ما می توانیم این نتیجه را بگیریم که اقتدار دارد وبدون عیب است .

۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۲, سه‌شنبه

بیداری روحانی ومسح تازه

مسله بیداری روحانی در کتاب مقدس اارتباط تنگا نگ با پری روح اقدوس داره .در داستان ده بارکره  دانا بودن پنج باکره این بود 
که دانایان روغن کافی در ظرف خود داشتن و توانستن مشعل های خود را اصلاح کنند  متی 25 .1و13 واز سوی دیگر در افسسیان 5.18 میخوانیم که مست شراب نشوید که در آن فجور است بلکه از روح پر شوید . در اینجا پولس فرستاده مستی وبی خبری بر آمده از نوشیدن 
شراب را در برابر هشیاری و خردمندی بر آمده از پری روح القدوس قرار می دهد . کسی که مست است عقل درست وحسابی ندارد.
کار روح القدوس مست کردن ایمانداران نیست . در روز پنطیکاست پطرس فرستاده به روشنی اعلام کرد که اینها مست نیستند.چنانچه شما گمان میبرید .زیرا که ساعت سوم از روز است اعمال رسولان 2.15کسانی که پر از روح القدس هستند بیداری خاصی نسبت به کتاب 
مقدس دارند .

۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

بازداشت یک فعال سیاسی دیگر توسط جمهوری اسلامی...

ماموران امنیتی و قضایی، حدود ساعت ۸ صبح روز سه‌شنبه (۱۵ اردیبهشت-۵ می) با هجوم به منزل نرگس محمدی، این فعال حقوق بشر را بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل کردند.
بر اساس گزارش‌ها، خانم محمدی در ابندا از باز کردن در منزلش به روی ماموران خودداری کرد اما از آن‌جا که آن‌ها دارای حکم قضایی بودند، در نهایت در را به روی‌شان باز کرد. این ماموران، پیش‌تر تهدید کرده بودند که با شکستن در، وارد منزل شده او را بازداشت خواهند کرد.
بازداشت نرگس محمدی به بهانه‌ی اجرای حکم شش سال زندان او که از سال ۱۳۹۱ متوقف شده بود، صورت گرفته است. خانم محمدی در آن پرونده‌، ابتدا از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ۱۱ سال حبس محکوم شده بود که این حکم در شعبه‌ی ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به شش سال حبس کاهش یافت.
وی پیش‌تر در دو نوبت در فاصله‌ی ۲۱ خرداد تا ۱۰ تیرماه ۱۳۸۹، و ۳ اردیبهشت‌ تا ۱۰ مرداد ۱۳۹۱ در زندان اوین تهران و زندان زنجان، مجموعا حدود ۴ ماه را در بازداشت سپری کرده بود که هر دو بار به دلیل وخامت حال ناشی از یک بیماری سیستم عصبی، با قرار وثیقه، آزاد و به بیمارستان منتقل شده بود.
از سوی دیگر، بازداشت ناگهانی این فعال حقوق بشر در حالی صورت می‌گیرد که او بعد از ماه‌ها احضار و بازجویی، روز یکشنبه (۱۳ اردیبهشت) در شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی حضور پیدا کرد اما به دلیل عدم مطالعه پرونده از سوی وکلای وی، قاضی با تعویق جلسه‌ی دادگاه موافقت کرد و قرار بود که امروز سه‌شنبه، وکلای نرگس محمدی برای مطالعه‌ی پرونده‌ی او به دادگاه مراجعه کنند.
خانم محمدی در پرونده‌ی تازه‌اش به “تبلیغ علیه نظام”، “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” و “تاسیس گروه ضد امنیتی و غیرقانونی لگام (لغو گام‌به‌گام اعدام)” متهم است. اتهاماتی که بر اساس فعالیت‌های مسالمت‌آمیز و نیز مصاحبه‌هایش در دو سال گذشته به او وارد شده است. دیدار با کاترین اشتون، مسوول وقت سیاست خارجی اتحادیه اروپا در اسفندماه ۱۳۹۲ نیز از دیگر مواردی است که در این پرونده به آن پرداخته شده است. این دیدار که در سفارت اتریش انجام شد در همان زمان، واکنش تند مقامات حکومت ایران را به همراه داشت.
گفتنی است در هنگام بازداشت نرگس محمدی در صبح روز سه‌شنبه، گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس جان‌باخته نیز در منزل او حضور داشت. خانم عشقی که وابستگی زیادی به نرگس محمدی دارد و او را هم‌چون دختر خود می‌داند، اصرار داشت تا ماموران وی را نیز با خود به زندان اوین ببرند.
هم‌چنین گفته شده که نرگس محمدی در هنگام انتقال به زندان به همراهانش اعلام کرده که بلافاصله دست به اعتصاب غذا خواهد زد.
آخرین خبر در این خصوص حاکی از آن است که در حال حاضر محمد ملکی، محمد نوری‌زاد، گوهر عشقی و پدر مصطفی کریم‌بیگی (از جان‌باختگان جنبش سبز) وارد زندان اوین شده‌اند و در اتاق انتظار این زندان تحصن کرده‌اند.
گروهی دیگر از فعالان نیز در پشت دیوارهای این زندان، جمع شده‌اند.

۱۳۹۴ اردیبهشت ۹, چهارشنبه

اعتقاد نامه یک مسیحی

 Ich glaube an Gott, den Vater, den Allmächtigen, den Schöpfer des Himmels und der Erde. Und an Jesus Christus, seinen eingeborenen Sohn, unsern Herrn, empfangen durch den Heiligen Geist, geboren von der Jungfrau Maria, gelitten unter Pontius Pilatus, gekreuzigt, gestorben und begraben, hinabgestiegen in das Reich des Todes, am dritten Tage auferstanden von den Toten, aufgefahren in den Himmel; er sitzt zur Rechten Gottes, des allmächtigen Vaters; von dort wird er kommen, zu richten die Lebenden und die Toten. Ich glaube an den Heiligen Geist, die heilige katholische Kirche Gemeinschaft der Heiligen, Vergebung de



rمنSünden, Auferstehung der Toten und das ewige Leben. Amen
من ایمان دارم به خدای مطلق 
خالق آسمان وزمین و به پسر یگانه او خداوندمان عیسی مسیح.که به واسطه روح القدوس در رحم  قرار
گرفت و از مریم باکره متولد شد.و در حکومت پنطیوس پیلا طس الم کشید .مصلوب شد و بمرد ومدفون گردید .
وبه عالم ارواح نزول کرد .ودرروز سوم از عالم مردگان برخواست و به آسمان صعود کرد .
و در دست راست خدای پدر نشسته واز انجا خواهد آمد تا مردگان وزندگان را داوری کند .
من ایمان دارم به روح القدوس وآمرزش گناهان وحیات جاودان.آمین 

۱۳۹۴ اردیبهشت ۷, دوشنبه

بخشش در مسیحیت

بخشش در مسیحیت.
گاهی به اشتباه فکر می کنیم که فرد خطاکار را بخشیده ایم.در صورتی که باید بدانیم بخشش چگونه است و به چه صورت باید انجام دهیم .
1 بخشودن دیگران به معنی تایید کار اشتباهشان نیست خداوند از کناه متنفر است او از زات پاک است وبه ناپاکی هیچ ارتباطی ندارد.اما کناهکاران را دوست داشته وانهارا می بخشد.
2 برای بخشیدن دیگران نباید به توجیه کا ر اشتباهشان پرداخت . مانند این می ماند کهدزدی کردن را به خاطر فقر وگرسنگی بخواهیم بیان کنیم .
3 بخشش به معنای فراموش کاری نیست ونباید تلاش کرد که صدمه وارد شده را فراموش کرد.بلکه باید تلاش کرد به فیض خداوند وبا دعا به ترمیم زخم حاصل پرداخت .
پس بهتر است که صادقانه ابراز کنیم که مجروح ومصدوم شده ایم و بعد تصمیم بگیریم فرد خاطی و گنه کار را ببخشیم .

۱۳۹۴ اردیبهشت ۳, پنجشنبه

کتاب مقدس

کتاب مقدس کلام مکتوب برای همه ملتهاست .
ندای الهی این کلام زنده ومقتدر مرزهای زمان را پشت سر گذاشته وتا ابد پایدار خواهد بود.

پیروان عیسی مسیح بنا به فرمایش خداوند که فرموده بروید و همه ملتهارا شاگرد من سازید

از سالهای اولیه مسیحیت این کلام را به زبانهای گوناگون به گوش همه ملتها رسانده اند .
تا به ملتها نشان دهند خداوند واقعی کیست وچکونه در میان مردم حضور پیدا کرده است.
او درابتدا کلمه بود کلمه خود خدا بود .برای مدتی جسم پوشید ودر میان مردم آمد تا بار
گناهنمان را به دوش بگیرد
او آمد تا رابطه بین انسان وخداوند را محکمتر سازددر واقعه رابطه بین پدر وفرزندی را.

او آمده تا آزاد کند فرزندانش را از یک دنیای مرده ومحکوم شده.و وارد کند به خلقت
تازه توسط خداوند با ایمانواعتراف به اینکه با زبان خود اعتراف کردن ودر دل خود ایمان
آوردی که خدا اورا ازمردگان برخیزاند نجات خواهی یافت .
زیرا که او برای امرزش گناهانمان بر روی صلیب رفت

زن در اسلام

خداوند زن ومرد را برابر آفرید از دنده مرد زن را آفرید تا به قلب وبه افکار مرد نزدیکتر باشد.

آ.زادی در اسلام وکشورهای دیگر متغیر است .زنانی که در کشورهای اسلامی زندگی می کنند
مورد آزار واذیت هستند .همواره اسارت در دست مردان خود ومورد بی احترامی از طرف
همسر خود هستند.
در مذاهب اسلامی زن ومرو برابر نیستند یک مرد مسلمان می تواند برای خود چهار زن
اختیار کند وهتی میتواند برای خود زن ضیغه ای داشته باشد وهیچ ممنوعیتی وجود ندارد.

ضیغه توهین به یک زن مسلمان است .وشخصیت اورا که خداوند آنقدر زیبا لطیف آفریده
خرد ونابود میکند.

در ارث یک مرد دوبرابر زن میگیرد وزن بدون اجازه شوهر حق شرکت در مراسم ها
راندارد حتی اگر مرگ پدر ومادر باشد.

در اسلام جایگاه زن فقط زاییدن بچه اوردن خانهداری پخت وپز برای همسر وفرزند است.
و
تامین نیازهای جنسی یک مرد در واقع به زن بعنوان یک ابزار نگاه میکنند.

در جامع نمی تواند در ورزشگاه حضور پیدا کند نمی تواند قاضی شود .
ولی در ادیان دیگر برای زن یک ارزش دیگری قایل هستن برابری زن ومرد.یک زن
حقدارد برای خودش زندگی کند زن حق دارد که باور داشته باشد بدن من حق من است
پوشش من حق وانتخاب من است .این تفکرهای صحیح متواند جهان را به پیشرفت برساند و

این تفکرهای ماست که حهان سوم را می سازد ومرز بین زن ومرد را .
به امید برابری بین زن ومرد در گشورهای اسلامی.